X
تبلیغات
۩ عکس و هزار جز یره دنیا ۩
۩ عکس و هزار جز یره دنیا ۩
۩ ۩ ۩ ۩ در آن نفـس کـه بمـیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم ۩ ۩ ۩ ۩
منوي اصلي
آرشيو
پيوندها
پيوندهاي روزانه
كدهاي اضافه
طراح قالب
پادشاهی با 13 همسر/ تصاویر ( )

بهومیبول آدولیادجپادشاه تایلند. پادشاه ‌84 ساله ای که 66 سال است در راس قدرت در این کشور قرار دارد، ثروتمند‌ترین پادشاه جهان لقب گرفته است.

مسواتی سومپادشاه سوازیلندبا ‌4/107 میلیون پوندثروت و 13 همسر است.تقریبا همه کشور را هم جزو سرمایه خود می داند. قریب به نیمی از جمعیت یک میلیون 141 هزار نفری آن آلوده به ویروس ایدز هستند.60 درصد از مردم این کشور با کمتر از 2 دلار در روز زندگی می کنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت توسط کوروش |

اعياد شعبانيه مبارك باد ( )

اعياد شعبانيه مبارك

 

حسین(ع) سلطان عشق

عباس (ع)شاهد عشق

زینب (صٌ) راوی عشق

مهدی(عج)معنای عشق

حسین پسر علی و فاطمه (دختر محمد پیامبر اسلام)، امام سوم شیعیان است. حسین ۳ شعبان هجری قمری در مدینه زاده شد و در ۱۰ محرم ۶۱ (برابر ۲۱ مهرماه سال ۵۹ خورشیدی) در کربلا واقع در عراق کنونی در نبرد کربلا کشته شد.

در میان شیعیان، از وی با القابی همچون امام حسین، اباعبدالله، ثارالله (به معنای خون خدا)، خامس آل عبا، سبط، وفی، زکیحسین بنابر اکثر روایات در اولین روزهای شعبان سال چهارم هجری به دنیا آمد. محمد، پیامبر مسلمانان و پدربزرگ او، در همان سالهای کودکی حسین درگذشت. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است. مانند «هر کس آنها را دوست داشته باشد من را دوست دارد و هر کس از آنها متنفر باشد از من منتفر است» یا «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». حدیث دوم از دیدگاه شیعه اهمیت زیادی دارد و به اعتقاد آن گواهی بر حقانیت حسن و حسین بر امامت است. و سیدالشهدا نام برده می‌شود. سجاد، امام چهارم شیعیان فرزند وی است.

در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او شرکت داشت.حسین پسر علی هنگام زمامداری پدرش او را در جنگ‌های جمل و صفین و نهروان همراهی کرده بود. سال ۵۰ هجری وقتی که برادرش حسن کشته شد. معاویه حدود ۱۰ سال به عنوان خلیفه باقی بود. معاویه سال ۶۰ هجری درگذشت و پسرش یزید را به جانشینی انتخاب کرد. به نوشته منابع شیعه حسین بن علی موافق راه و روش حکومت هم عصر خود نبود. بنابر نوشته تاریخ نویسانی مانند دینوری از شرایط صلح حسن بن ابی طالب با معاویه، پرداخت سالیانه دو میلیون درهم از محل خزانه به حسین بود. نویسندگانی مانند البلاذری در انساب الاشراف و ثعالبی در لطایف المعارف می‌نویسند که در دوران حیات برادرش حسن، حسین رویه برادرش در مورد عدم ستیز با معاویه را دنبال می‌کرد. حتی بعد از کشته شدن حسن نیز این شیوه در برخورد با معاویه را ادامه داد. معاویه سالی یک یا دو میلیون درهم به حسین می‌فرستاد و حسین مکرر به شام سفر می‌کرد و در آنجا نیز هدایای دیگری از معاویه دریافت می‌نمود. این مستمری توسط یزید فرزند معاویه به چهار میلیون افزایش پیدا کرد. در این زمان معاویه از مروان حاکم مدینه خواسته بود تا با حسین برخوردی نداشته باشد و عملی تحریک آمیز انجام ندهد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که شیعیانی مانند حجر بن عدی حتی پیش از کشته شدن حسن بسیار به دیدن او می‌آمدند و از او تقاضا می‌کردند تا بر علیه معاویه قیام کند. اما بنا بر نوشته البلاذری پاسخ او همیشه این بود که «تا زمانی که معاویه هست کاری نمی‌توان کرد....

در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است. یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولی عهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولی عهد بدعتی است در اسلام سرباز زد.حسین از همان ابتدا بیعت با یزید را نپذیرفت. یزید نامه‌ای به حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از حسین برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. حسین پسر علی موافق راه و روش حکومت هم عصر خود نبود. بنابراین حاضر به بیعت کردن با یزید نشد و با خانواده خود برای حج از مدینه به مکه رفت.[

در این هنگام عده‌ای از مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده بودند نامه‌هایی برای حسین نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. حسین نیز که مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاده بود، خود مراسم حج تمتع را به عمره تبدیل کرد و بطرف کوفه حرکت نمود. ابتدا شماری از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند؛ اما با ورود عبیدالله بن زیاد که از طرف یزید به حکومت کوفه گمارده شده بود و خبر آورده بود که حسین مراسم حج را نیمه کاره گذاشته و قاضی شریح فتوای قتل او را داده‌است و مردم کوفه را تهدید کرده بود مسلم را ترک کنند تا بلکه حسین را از ترک حج و آمدن به کوفه منصرف کرده و مانع بیعت مردم کوفه با وی شوند، مردم کوفه بیعت خود را از حسین پسرعلی پس گرفتند و به مخالفت با حسین پسر علی روی آوردند. او سرانجام در روز دهم محرم سال شصت و یکم هجری قمری (برابر بیست و یکم مهرماه سال ۵۹ خورشیدی) به همراه ۷۲ تن از یارانش کشته‌شدند. شیعیان همه سال سالروز کشته شدن حسین را با مراسم مذهبی و عزاداری پاس می‌دارند.

قبر حسین بن علی در شهر کربلا عراق قرار دارد اما همچنین در شهرستان صاحب استان کندز افغانستان آرامگاهی‌است که عدهٔ کمی از شیعیان افغانستان، آن را محل دفن سرِ بریدهٔ حسین بن علی می‌دانند. همچنین مقبره‌ای به نام رأس حسین (به فارسی: سر حسین) در مصر نیز وجود دارد که به وی نسبت می‌دهند.

 

.: Weblog Themes By Pichak :.

+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1391ساعت توسط کوروش |

داریوش بـــــــــــــــــــــــــــــــــــزرگ ( )
داریوش بـــــــــــــــــــــــــــــــــــزرگ
داریوش اول پسر ویشتاسپ، ملقب به داریوش بزرگ، سومین پادشاه هخامنشی بود. وی در سال ۵۲۲ پیش از میلاد، با کمک تعدادی از رؤسای هفت خانوادهٔ اشرافی پارسی با کشتن گئومات مغ بر تخت نشست. پس از آن به فرونشاندن شورش‌های داخلی پرداخت. نظام شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمین‌هایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت تخت جمشید(پارسه)در زمان پادشاهی او بود.

از دیگر کارهای او حفر ترعه‌ای بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند می‌داد. مقبرهٔ او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس (نزدیک شیراز) است. شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام ماراتون در زمان اوست. پس از جهانگیری کوروش و کمبوجیه سراسر آسیا مگر عربستان جزو قلمرو او محسوب می‌گردید.

نظر هرودوت(یکی از بزرگترین تاریخ نویسان جهان که کلا با ایرانیان لج هست)

درباره ی به پادشاهی رسیدن داریوش چنین است:

گئومات یا بردیای دروغین پس از دستیابی به تاج و تخت، تمام زنان کمبوجیه را به همسری گرفت. یکی از این زنان فیدمیا، دختر اتانس (هوتن) یکی از تواناترین نجبای ایران بود. اولین کسی که پس از هفت ماه فرمانروایی به گئومات ظنین شد که او فرزند کوروش نیست بلکه مرد شیادی است، هوتن بود. او از دختر خود پرس‌وجو کرد و دخترش نتیجهٔ تحقیق را به پدر اطلاع داد. هوتن یک دستهٔ شش نفره، از نجبای پارس را که به آنها اطمینان داشت، در شوش تشکیل داد و با ورود داریوش از پارس تصمیم اتخاد شد که او را نیز در گروه خویش وارد سازند. این هفت تن با هم قسم خوردند که برای دفع غاصب اقدام کنند. هرودوت این قیام را قیام هفت یار نام نهاده‌است.

گزنفون و کتزیاس نیز با هرودوت در موضوع کشته شدن بردیا به فرمان کمبوجیه موافق هستند.

پس از پادشاهی داریوش، کلیه استان‌ها سر به شورش برداشتند که داریوش و یارانش طی ۱۹ نبرد، ۹ پادشاه را که با وی به منازعه برخاستند، سرکوب کرد. اولین طغیان در عیلام روی داد. در ماد هم یک مدعی که خود را از اخلاف هووخشتره می‌خواند، مدعی سلطنت ماد بود. در پارس یک مدعی دیگر خود را بردیا پسر کوروش خواند. این نکته که شورشیان همواره در یک زمان سربرنمی‌داشتند و هدف مشترک یا پیوند اتحادی هم با یکدیگر نداشتند، عامل عمده‌ای بود که داریوش را در دفع شورش‌ها یاری کرد. طغیان بابل نیز کمتر از دیگر طغیان‌ها، موجب دغدغهٔ خاطر داریوش نبود. تمام این اغتشاش‌ها که در ارمنستان، ماد، کردستان، رخج، و مرو روی داد، با خشونت سرکوب شد و داریوش خشونت را در این مواقع همچون وسیله‌ای تلقی می‌کرد که می‌توانست از توسعه و تکرار نظایر این حوادث، جلوگیری کند. در بند شانزدهم کتیبه بیستون درباره شورش پارت (خراسان) و گرگان(استان خودم) نیز اشاره شده.

کتیبه بیستون که گزارش این جنگ‌های تمام نشدنی است، نشان می‌دهد که او نظم و امنیت شاهنشاهی را به بهای چه اندازه رنج و سعی مستمر و بی‌انقطاع توانسته‌است، تأمین کند. ساتراپ‌هایی که کوروش بعد از فتح و ضبط ولایات در هر قلمرو تازه‌ای گماشته بود، اکثراً در این ایام، خود رأی شده بودند و سپاه و تجهیزات هم در اختیار داشتند. با مرگ کمبوجیه و قتل کسی که بسیاری از مردم ولایات او را پسر کوروش، شناخته بودند، تعدی این حکام استقلال‌جوی، به ناخرسندی مردم انجامیده‌بود و مردم استان‌ها، بهانه برای شورش بدست می‌آوردند. داریوش مردی جهاندیده بود و با ازدواج با دختر کوروش و با تعدادی از دختران خانواده‌های بزرگ پارسی او را در موقعیتی قرار داده‌بود که نجبای پارسی و مادی هر یک بخاطر خویشاندی نسبی و یا سببی خویش، نسبت به این پادشاه نوخاسته که در حمایت و تبعیت از وی، هم‌پیمان هم شده بودند، وفادار و حتی علاقمند بمانند.

بازگرداندن امنیت در تمام این نواحی شورش زده، طبعاً هم ضرورت ایجاد یک سازمان سامانمند اداری را به داریوش الهام کرد و هم وسایل و تجارب لازم را در اختیارش گذاشت. داریوش اهتمام فراوانی از خود برای ساماندهی تشکیلات داخلی کشور به خرج داد به طوریکه نظام تشکیلاتی که وی بنیان نهاد، مدتها بعد با اندک تغییری، توسط سایر حکومتها از جمله سلوکیه، ساسانیان و حتی اعراب دنبال گردید. داریوش فوق‌العاده مراقب بود که از طرف مأمورین دولتی تعدی به مردم نشود و با این مقصود همواره در ممالک ایران حرکت و از نزدیک به امور سرکشی می‌کرد. نجبا که از این مراقبت شاه دلخوش نبودند او را دوره گرد نامیدند ولیکن مورخین این سخریه را برای او بهترین تمجید می‌دانند. در زمان او یک دستگاه منظم اداری در کشور بوجود آمد که تمرکز امور را ممکن می‌ساخت و ظاهراً تا حدی نیز از نظام رایج در مصر که داریوش در جوانی و در ضمن اقامت سه سالهٔ خود در آنجا با آن آشنا شده بود، الهام می‌گرفت چون نجبا و اعیان پارسی و مادی که غالباً روحیهٔ نظامی داشتند، به کارهای دبیری تن در نمی‌دادند، این کار به دست اقوام تابع افتاد و اقوام آرامی‌ها که درین امور سررشته را به دست گرفتند، زبان آرامی را در قلمرو هخامنشی‌ها زبان دیوانی و اداری کشور کردند. داریوش در طول ۳۶ سال پادشاهی خود، اقداماتی سازنده انجام داده است.

داریوش سرزمین‌های ایران را به چند قسمت تقسیم کرده بود، برای هر کدام یک والی معین نمود. به زبان آن‌روزی (خشترپاون) می‌گفتند یعنی حامی یا نگهبان مملکت. یونانی‌ها، ساتراپ، به معنی استاندار و ساتراپی عموما یعنی استان نوشته‌اند و تعداد بخش‌ها را بین بیست الی بیست و شش بخش ذکر کرده‌اند ولیکن تعداد ولایات در کتیبهٔ نقش رستم به سی ولایت می‌رسد. برای اینکه کارها همه در دست یک نفر نباشد، دو نفر از مرکز مأمور می‌شدند که یکی به فرماندهی قشون محلی منصوب بود و دیگری به اسم سردبیر که کارهای کشوری را اداره می‌کرد. سردبیر در واقع مفتش مرکز در ایالات بود و مقصود از تأسیس این شغل این بود که مرکز بداند احکامی که به ساتراپ صادر می‌شود اجرا می‌گردد یا نه. مفتشینی که از مرکز برای دیدن اوضاع ایالات مأمور می‌شدند، لقب چشم و گوش دولت را داشتند. درست است که این ساتراپ‌ها در حوزهٔ حکومت خویش مثل یک پادشاه دست نشانده، قدرت و حیثیت بلامنازع داشتند اما در واقع تمام احوالشان تحت نظارت دقیق و بلاواسطهٔ شاه و «چشم» و «گوش» او بود و این نکته کمتر به آنها مجال می‌داد که داعیهٔ استقلال یا فکر تجاوز از قانون پادشاه را در خاطر بگذرانند. این نظارت‌ها در عین حال هم رعیت را از استثمار و تعدی ساتراپ‌ها در امان نگه می‌داشت و هم به ساتراپ‌ها اجازه نمی‌داد تا با جمع آوری عوارض و مالیات‌های بیجا خزانهٔ خود را تقویت کنند و لاجرم به فکر توسعهٔ قدرت بیفتند.

از جله اقدامات داریوش در این زمینه میتون به ایجاد راه شاهی که سارد پایتخت سابق لیدی، را به شوش پایتخ هخامنشیان وصل میکرد بود و دیگری یک راه دیگر بود که بابل را به مصر متصل میکرد.

داریوش بزرگ برای اینکه نیروی کافی و قدرتمندی در اختیار داشته باشد ترتیب ایجاد لشکری ۱۰ هزار نفری رو داده بود که ملقب بود به لشگر یا گارد یا سپاه جاویدان که هیچ گاه از تعدادش کم نمیشد.(((اما درجایی گفته اند که این لشکر از زمان کوروش بزرگ بوده و خود داریوش و پدرش نیز در این لشکر حضور داشته اند)))

مورخین یونانی نوشته‌اند داریوش برای هر ایالتی مالیات نقدی و جنسی معین کرد. پلوتارک مورخ یونانی می‌نویسد «داریوش در صدد تحقیق برآمد تا معلوم نماید که مالیات تعیین شده، بر مردم گران است یا نه و چون جواب آمد که گران نیست و مردم می‌توانند بپردازند، باز مالیات‌ها را کم کرد تا تحمیلی بر مردم نشود.»

در پادشاهی کوروش و کمبوجیه مالیات ثابت رسم نبود. درآمد عمومی فقط از راه هدایا و تقدیمی فراهم می‌گشت. به مناسبت برقراری مالیات این شایعه در میان پارسیان رواج یافته بود که داریوش تاجر است و از هرجا که می‌تواند عایدات فراهم می‌کند. کمبوجیه جبار و به منافع اتباع خود بی‌اعتنا و کوروش پدر و حامی اقوام و ملل که با قلبی مهربان و رئوف، پیوسته در اندیشهٔ آسایش رعایای خویش بود.

همچنین آمده‌است که در زمان داریوش مصر رفاهیت داشته ولیکن در سال‌های آخر سلطنت داریوش، در مصر بواسطهٔ مالیات‌های گزاف، زارعین مصری شورش کردند.

وقتی داریوش در هند بود مشاهده کرد که بازرگانی مصر و شامات با هند از راه خشکی مشکل است و حمل و نقل گران تمام می‌شود این بود که امر کرد، که کانالی که امروزه به نام کانال سوئز معروف است و نخستین بار در سال ۶۰۹ پیش از میلاد ایجاد شده و در زمان داریوش پر شده بود، را پاک کرده و سیر کشتی‌ها را در این کانال، برقرار نمودند.گویا داریوش در سر راه خود به مصر این آبراه ناتمام را دیده بود و دربارهٔ آن از مردم پرسشهایی کرده بود. در سنگ نوشته‌هایی که به خط هیروگلیف مصری به یادبود ساختن این کانال، در دست است، اشاراتی به این پرسش‌ها وجود دارد. سه سنگ‌نوشته از داریوش در کانال سوئز کشف شده که مفصل‌ترین و مهم‌ترین آنها ۱۲ سطر دارد و مشتمل است بر مدح اهورامزدا و معرفی داریوش و دستور حفر ترعهٔ سوئز. دو کتیبهٔ دیگر کوچک‌ترند و مشتمل بر معرفی داریوش هستند.

ارتباط اقتصادی دایم، بین تمام ولایات، یک دستگاه واحد پول و یک نظام اوزان و مقادیر قابل تبدیل را، در سراسر کشور الزامی می‌نمود. سکه‌های طلایی که در این دوران، در تمام ایران رواج پیدا کرد، به سکه دریک موسوم بود. در تاریخ جهان، لیدیه نخستین مملکتی بود که سکه در آنجا زده شد ولی در تاریخ ایران، در زمان داریوش بود که نخستین سکهٔ متعلق به ایران بوجود آمد.

داریوش در سنگ‌نوشته بیستون از بازسازی نیایشگاه‌هایی که گئومات مغ ویران کرده بود، سخن می‌گوید. همچنین برای دلجویی از مصری‌ها که در زمان کمبوجیه نیایشگاه‌هایشان ویران شده بود، به معابد آنها رفته و ادای احترام کرد و نیایشگاه تازه‌ای در آمون، برای مصریان ساخت که خرابه‌های آن، هنوز از مملکت‌داری داریوش حکایت می‌کند. کاهن بزرگ مصر را که به شوش تبعید شده بود، به مصر بازگرداند و او را بسیار احترام کرد. بواسطهٔ این اقدامات مصری‌ها از داریوش راضی شده و او را یکی از قانون‌گذاران بزرگ خود دانستند.

داریوش همچنین در بازسازی معابد یهودیان که توسط بخت النصر ویران شده بود، به یهودیان یاری کرد. نام داریوش بزرگ در کتاب مقدس عهد عتیق، در ۲۵ آیه، ذکر شده‌است. در کتاب مقدس دربارهٔ ثبات و تزلزل ناپذیری قوانین ماد و پارس در کتاب دانیال و استر سخن رفته‌است. به رغم اشکالی که در صحت و قدمت اصل آن کتاب‌ها هست، باز روی هم رفته، اهمیتی که قانون در حفظ وحدت امپراتوری داریوش و اخلاف او داشته‌است، بیان می‌کند حتی افلاطون نیز نقش قانون‌های داریوش را در حفظ و ادارهٔ کشور وی نشان گوشزد کرده‌است.

علاقه‌ای که داریوش به نظم و انظباط اداری و تأمین امنیت، در سراسر قلمرو خویش داشت، طبعاً از وی مطالبه می‌کرد تا برای توسعهٔ روابط اقتصادی و تسریع در نقل و انتقال‌های محتمل نظامی، غیر از راه‌های زمینی، از راه‌های دریایی هم استفاده کند و همین اندیشه، سرانجام وی را در مدیترانه با اقوام یونانی درگیر کرد.

در سال ۵۱۲ پیش از میلاد، داریوش پس از برقرار کردن امنیت در ممالک تابعه، چند ولایت نیز به ایران ضمیمه کرد، یکی از آنها پنجاب و دیگری سند است که هر دو در هند واقع هستند. نام هند البته در کتیبهٔ بیستون در شمار ایالت‌های تابعه نیست و اینکه در کتیبهٔ پرسپولیس هست نشان می‌دهد که این ولایات جنوب شرقی بعد از جنگهای مربوط به دفع شورش‌ها می‌بایست به قلمرو داریوش درآمده باشد.

اقدام داریوش در لشکر کشی به سرزمین سکا‌های اروپا، در این سال‌های توسعه و آرامش تا حدی غریب به نظر می‌آید. چندین نظریهٔ مختلف، دربارهٔ هدف و محرک داریوش از این لشکرکشی وجود دارد. شاید وی می‌خواسته‌است، آنها را بخاطر حمله‌های مخربی که بارها به سرزمین ایران کرده بودند، تنبیه کند و برای همیشه خیال آنها را از اقدام به آنگونه حمله‌ها منصرف نماید، این احتمالی است که از قول هرودوت نیز بر می‌آید.

در سرزمین سکاها داریوش بجای آنکه با مقاومت این طوایف مواجه شود با عقب‌نشینی آنها روبرو شد. طی مدت دو ماه سپاه ایران در طول دشت‌های خلوت و بی‌پایان به دنبال دشمن سرگردان بودند و نتیجه‌ای که مطلوب داریوش از این لشکر کشی بود، بلافاصله حاصل نیامد. این لشکرکشی، هر چند خسارت‌های گران برای داریوش به بار آورد ولی هدف این لشکر کشی چندی بعد تحقق یافت، چرا که هم سکاها تا مدت‌ها اندیشهٔ تجاوز به مرزهای ایران را در خاطر راه ندادند و هم مراکز تجارت گندم و چوب یونان تحت نظارت ایران درآمد.

یونانی‌ها با آنکه با خطر اجتناب ناپذیر مواجه بودند، هنوز از تفرقه به اتحاد نمی‌گراییدند. در حقیقت رقابت دیرینه‌ای بین آتن و اسپارت وجود داشت. درین ایام آتن برخلاف اسپارت نسبت به ایران اظهار وفاداری کرده بود، طبیعتا هنگامی که شورش‌هایی در شهرهای یونانی نشین آسیای صغیر (غرب ترکیهٔ کنونی) درگرفت، اسپارتها، حاضر به حمایت از شورشگران نشدند و این آتنی‌ها بودند که حاضر شدند، به شورشیان کمک کنند.

در سال ۴۹۸ قبل از میلاد شورشیان به همراهی آتنی‌ها شهر سارد (پایتخت سابق لیدیه) را که پنجاه سال قبل به تصرف ایران درآمده بود، آتش زدند اما تسخیر بر ارگ ممکن نشد و شورشگران از سارد عقب نشینی کردند و گرفتار تعقیب و انتقام ایرانیان شدند.

مداخلهٔ آتنی‌ها در ماجرای شورش شاه را به سختی عصبانی کرده بود و خطر یونانی‌ها در آنسوی دریا را به داریوش یادآور شد. سال بعد فرستادگان شاه به شهرهای یونان رفتند و همه جا از یونانیان خواستند تا نسبت به وی انقیاد خود را اعلام کنند و خاک و آب بفرستند. در آتن و اسپارت برخلاف آنچه رسم بین‌المللی بود، فرستادگان داریوش را کشتند و برای داریوش اعزام سپاهی جهت تنبیه آنها اجتناب ناپذیر شد.

وحشت و خشم بی‌سابقه‌ای که در یونان پدید آمده بود، باعث شد که آتن و اسپارت منازعات دیرین خود را فراموش کنند و برای دفاع از یونان با هم متحد شوند. اسپارت که با بی‌میلی خود را آماده همکاری با آتن کرده بود، بسیج خود را آنقدر به تأخیر انداخت که وقتی نیروی او به کمک آتن رسید، نبرد ماراتون، به پایان رسیده بود.

رودرویی دو سپاه ایران و یونان در جلگهٔ ماراتون اتفاق افتاد و دو لشکر چند روز روی در روی هم بودند و هنوز سرداران آتن بین اعلام جنگ و اظهار انقیاد تردید داشتند. در یک شورای جنگی، در نهایت تصمیم به حملهٔ ناگهانی گرفته شد و تیراندازان ایران از انجام هر اقدامی بازماندند و یونانیان با شور و هیجان خود را فاتح یافتن.(بدبختا عقده ی پیروز داشتن)

داریوش بزرگ خود را در کتیبه اش چنین معرفی کرده است:::

منم داریوش شاه ، شاه بزرگ، شاه پارس، شاه سرزمین‌ها (کشورها)، پسر ویشتاسپ، نوه ارشام هخامنشی هستم. پدر من ویشتاسپ، پدر ویشتاسپ، ارشام، پدرارشام، اریارمن، پدر اریارمن، چیش پیش و پدر چیش پیش، هخامنش بود. ما بدلیل این که از دیرگاهان از خاندانی اصیل و شاهانه بودیم، هخامنشی خوانده شدیم. ۸ نفر از خاندان ما پیش از این شاه بوده‌اند و من نهمین هستم. ما ۹ نفر پشت سر هم شاه بوده و هستیم. به خواست اهورامزدا، من شاه هستم و او شاهی را به من، هدیه داد.

ای که این نوشته‌ها و این نقش‌ها را که من تهیه کرده‌ام، می‌بینی از آنها حفاظت و مراقبت کن.

اگر تا زمانی که توانایی داری از این نوشته‌ها و نقش‌ها مراقبت کنی، اهورامزدا یارت باد و دودمان و زندگیت بسیار باشد و همه کارهایت مورد قبول اهورامزدا باشد.

امیدوارم اگر این نوشته‌ها و نقش‌ها را در هنگام توانایی مراقبت و حفاظت نکنی، اهورامزدا یارت نباشد و دودمانت تباه باشد و آنچه می‌کنی، اهورامزدا ضایع کند.

داریوش در سال ۴۸۶ پیش از میلاد، وفات یافت. مقبرهٔ او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس، نزدیک شیراز است. بر روی مزار او وصیتی جالب حک شده هست که به شرح زیر میباشد:::

اهورامزدا این سرزمین پارس را از حمله ی دشمن،خشکسالی(قحطی) و دروغ محفوظ بدارد.

 


+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد 1391ساعت توسط کوروش |

سرزمين كوروش بزرگ ( )
نبرد حران

کوروش بیدار شو وقت خواب نیست... ایران دیگه پدر نداره...




در ۲۰۶۰ سال پیش یعنی در ۵۳ سال قبل از میلاد، قوای كراسوس سردار رومی و سورنا سردار اشكانی (پارتی) در شش می ۵۳ قبل از میلاد (۱۶ اردیبهشت) آماده نبرد با یكدیگر شدند تا آنكه در ۱۹ خرداد (۹ ژوئن) چنین سالی بعد از یك نبرد خونین، كراسوس سردار رومی كشته شد.

از آن زمان به بعد به مدت هفتصد (۷۰۰) سال بین دو ابرقدرت باستان یعنی روم و ایران اشكانی و ساسانی حالت جنگ و گاهی صلح برقرار بود. به طوری كه مورخان به سبب كثرت سال های جنگ بین ایران و روم، به جنگ های ۷۰۰ ساله بین ایران و روم اشاره كرده اند.

كراسوس برای رسیدن به اهداف خود كه تسخیر ایران و هند و تجدید افتخارات دوران اسكندر بود در آوریل سال ۵۴ قبل از میلاد با لژیون های رومی كه تعدادشان به ۶۰ هزار نفر می رسید به سوی ایران تاخت. هر لشكر رومی را لژیون می گفتند و هر لشكر رومی از چند مانیپول (تیپ) شكل می گرفت.

هر لژیون دارای یك پرچم (درفش) بود كه به آن وكسیلیوم می گفتند. پیشاپیش لژیون های رومی یك واحد پیشتاز (طلایه داران) كه عنوان فالانش را داشتند حركت می كردند كه وظیفه آنها زدن اولین ضربت به دشمن و از میان بردن روحیه لشكر مقابل بود.

كراسوس با ۱۲ لژیون توانست خود را به مرزهای ایران (مرز سوریه و بین النهرین) برساند. اما سپاهیان ایران مانند روم از قانون جنگ های منظم پیروی نمی كردند بلكه تیراندازان رزمنده پارتی با حالت جنگ و گریز عملیات چریكی انجام می دادند. به طوری كه دشمن را به درون منطقه خود كشانیده و سپس به او تاخت می آوردند و این رمز پیروزی پارتی ها (اشكانیان) بود.

زمانی كه كراسوس به مرز شام و بین النهرین رسید از جانب سورنا، سفیری به نام واگز در مرز از طرف سپاه ایران این پیام را برای كراسوس فرستاد: (((ای كراسوس اگر این سپاه را كه در فرمان شماست دولت روم و سنای آن كشور فرستاده است كه بر ایران بتازند، ایرانیان آماده هستند كه تا دم واپسین ایستادگی كنند و چنانچه مجلس سنای روم و دولت روم با اشاره به اراده شما همراه نیست و شما به میل و هوس خود چنین قصدی كرده اید، ایرانیان بر پیری شما بخشیده و رحم آورده، دستور می دهند كه به آسودگی و تندرستی به مرز و بوم خود برگردید.))) كراسوس از این پیغام جسورانه برآشفته و گفت كه پاسخ پادشاه ایران و سورنا را در سلوكیه پایتخت ایران خواهم داد.

سفیر و نماینده سورنا پس از این سخن كراسوس تبسم كرد و كف دست خود را به كراسوس نشان داده و گفت: هرگاه روی این كف دست ممكن است مو در آید، شما نیز به شهر سلوكیه می توانید داخل شوید و جواب پادشاه ایران را بدهید.

بعد از این پیام بود كه ارد با پیاده نظام خود داخل ارمنستان شد و این مملكت را اشغال كرد تا پادشاه آن نتواند سواره نظام خود را به كمك رومی ها وارد بین النهرین كند. كراسوس می خواست كه از فرات عبور و سلوكیه را تسخیر كند.

ولی سپاه ایران به فرماندهی سورنا با جنگ و گریز او را به سمت حران كشانید و سپس متوجه بیابان های بی آب و علف كرد در حالی كه رومیان عادت داشتند كه در سرزمین های سرسبز و علفزار و سنگفرش بجنگند. كراسوس برای آرایش نیروهایش، بر بازوی راست لژیون ها، كاسیوس( را گماشت و بر جناح چپ پسرش (پبلیوس) را و خود در دل لشكر جای گرفت.

در این هنگام فرزند دیگر كراسوس به نام فابیوس كه زیردرست ژولیوس سزار در خاك گل اقامت داشت با هزار و چهارصد سواره نظام اهل گالیا (فرانسه) برای كمك به كراسوس وارد حران شد. ولی طی یك جنگ و گریز كشته شد و كراسوس ناگهان ملاحظه كرد كه سر فرزندش بر بالای سرنیزه پارتی ها بلند است.

تاكتیك سپاه ایران و روش نوین جنگی سورنا، شیوه جنگ وگریز بود. این سردار ایرانی را پدیدآورنده جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان می‌دانند. ارتش او دربرگیرنده زره پوشان اسب سوار، تیراندازان ورزیده، نیزه داران ماهر، شمشیرزنان تکاور و پیاده نظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود.

افسران رومی درباره شکستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند:

سورنا فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاکتیک و سلاحهای تازه بهره گرفت. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشک کوچکی از آب حمل می‌کرد و مانند ما دچار تشنگی نمی‌شد. به پیادگان با مشکهایی که بر شترها بار بود آب و مهمات می‌رساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویِِژهای از میدان بیرون رفته وبه استراحت می‌پرداختند. سواران ایران توانایی تیر اندازی از پشت سر را دارند. ایرانیان کمانهایی تازه اختراع کردهاند که با آنها توانستند پای پیادگان ما را که با سپرهای بزرگ در برابر انها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست کرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبینهای دوکی شکل بودند که با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پیدرپی پرتاب می‌شد. شمشیرهای آنان شکننده نبود. هر واحد تنها از یک نوع سلاح استفاده می‌کرد و مانند ما خود را سنگین نمی‌کرد. سربازان ایرانی تسلیم نمی‌شدند و تا آخرین نفس باید می‌جنگیدند. این بود که ما شکست خورده، هفت لژیون را به طور کامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.

از جانب دیگر ایرانیان طبل هایی ساخته بودند كه اندرون آن ریك هایی قرار داده بودند كه هنگام حمله به قوای روم با كوبیدن به آنها باعث رمیدن اسب های سواره نظام رومی می شدند. در این جنگ كه ایرانی ها چهل هزار نفر بیشتر نبودند، نزدیك به هفتاد هزار رومی را شكست دادند در حالی كه پسر كراسوس را نیز كشته بودند.

بعد از كشته شدن فابیوس، نماینده سورنا به اردوی كراسوس آمد و به او گفت كه قوای پارتی امشب را به شما مهلت می دهد كه برای فرزندت سوگواری كنی بعد از این واقعه سورنا شخصا به اردوی كراسوس رفت و به او پیشنهاد مذاكرات صلح را داد. چون كراسوس اسبش تلف شده بود، از سورنا خواست كه یك اسب مخصوص به او بدهد.

سورن بنا بر میهمان داری ایرانیان و اظهار دوستی پاسخ داد كه در این موقعیت كراسوس میهمان دولت ایران است و حتما باید لوازم تشریفات از جانب دولت ایران به او داده شود. اسبی كه به شما تقدیم كرده ام از جانب پادشاه ایران است، در این موقع سورن به اتفاق كراسوس با اسبی كه ایرانی ها به او داده بودند به سمت اردوی ایران جهت مذاكرات حركت كردند به رسم ادب ویژه مردم ایران، میهمان به ویژه كه سردار دشمن هم باشد، محترم بود. دو نفر از مهتران اصطبل بر دو جانب اسب كراسوس راه می رفتند و یكی افسار اسب را می گرفت.

اما رومیان خیال كردند كه نقشه و حیله ای در كار است و ایرانیان می خواهند كه كراسوس را اسیر كنند كه ناگهان جنگ كوچكی درگرفت و یكی از سرداران رومی به نام اكتاویوس چند نفر از سپاه ایران را كشت و در این گیرودار جنگی درگرفت و كراسوس كشته شد و سر او را نزد ارد آوردند. از آنجایی كه ارد فردی زرپرست بود، طبق دستور وی چشم و دهان او را از طلای مذاب پر كردند.

نتیجه این جنگ ۲۰ هزار كشته رومی و ۱۰ هزار نفر اسیر بود و علاوه بر آن تمام درفش های سپاه روم را ایرانیان به غنیمت گرفتند.

اما یه عده میگن بعد این جنگ پادشها اشکانی نسبت به سورنا بدبین میشه و اون رو به قتل میرسونه!ولی بعید میدونم چنین چیزی بوده باشه! همونطور که میگن کمبوجیه برادرش رو کشت! اینا یکم مبهمه! راحت باور کردنشون سخته

شهرسازی های 90.....زابل

 

اتوبانی در دل دریا در سوئد! و جالب تر اینکه نصف

مسیر این اتوبان زیر دریاست...!

Picture Hosted by Free Photo Hosting at <A href="http://www.iranxm.com/

 

 
 
147.jpeg
1-764.jpg

بخشدار مرکزی چالدران بر لزوم برگزاری باشکوه مراسم گرامیداشت سالگرد جنگ چالدران تأکید کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه آذربایجان غربی، "اسماعیل رضایی اقدم" در جلسه بزرگداشت سالگرد جنگ تاریخی چالدران، گفت: دومین مراسم گرامیداشت سالگرد جنگ تاریخی ایرانیان در دشت چالدران روز 18 خردادماه در مقبره سیدصدرالدین برگزار خواهد شد.

وی در ادامه به اهمیت جنگ تاریخی چالدران که 513 سال پیش در دشت چالدران بین ایران و عثمانی برای دفاع از اسلام رخ داده است اشاره و اظهار کرد:تقدیم 27 هزار شهید در جنگ نابرابر و عظیم چالدران، نشان از غیرت و شرف ایرانیان در دفاع از اسلام و خاک وطن است.

رضایی اقدم یادآوری سالروز جنگ چالدران را بهترین فرصت برای انتقال ارزش‌های دینی و حماسه آفرینی‌های آن زمان برای نسل‌های جوان عنوان و خاطرنشان کرد: یادآوری این روزها در این محل باید طوری باشد که جوانان و نوجوانان این سرزمین مقدس بتوانند با عزیمت به این محل که محل دفن 27 هزار شهید است با ارزش‌های والای دفاع مقدس آن زمان آشنا شوند.

وی تصریح کرد: شهدای آن زمان که متشکل از برادران شیعه و سنی بودند نگذاشتند یک وجب از خاک مقدس ایران اسلامی به دست بیگانگان بیفتد و کوشیدند تا آخرین قطره خون خودشان از این مرز و بوم حفاظت کنند.

بخشدار مرکزی چالدران در خاتمه بر لزوم اطلاع‌رسانی و چاپ بروشور در مورد جنگ تاریخی چالدران و اهداف این واقعه بزرگ تأکید کرد و گفت: مراسم گرامیداشت سالگرد جنگ تاریخی چالدران 18 خرداد ماه در مقبره سیدصدرالدین صفوی وزیر اعظم شاه اسماعیل صفوی برگزار خواهد شد.

گفتنی است؛ مقبره منفرد سیدصدرالدین متعلق به دوره اسلامی "عصرصفویه" است و درکوهپایه شمالغرب چالدران و درکناره جنوبی جاده شوسه روستای گل اشاقی به سعدل قراردارد.

زوج های عاشق

 

شهر باستانی حریره:

بقایایی در مرکز ساحل شمالی جزیره قراردارد ، به احتمال بسیار قوی به دوره ساسانیان و اوایل دوره اسلامی بر می گردد . این بقایا در وسعتی بالغ بر سه کیلومتر مربع ، بازگو کننده این مطلب است که روزگاری شهری بزرگ و اباد در این منطقه وجود داشته و جمعیت کثیری را در خود جای می داده است.

آن چه امروز از این شهر بر جای مانده حجمی از معماری شهری است اما کمتر و به ندرت طاق ها و پوشش ها و سقف ها سالم برجای مانده است جز پاره ای موارد که پوشش های طاقی شکل سنگی از گزند تخریب در امان مانده است.

بقایای شهر حریره در امتداد ساختمانهای بندرگاه و دفاتر آن ، قابل دیدن است. طبق نظر سازمان میراث فرهنگی ، شهر حریره هشتصد سال قدمت دارد.

کلبه ای در خیالم ماورای طبیعت با بوی عطر احمد با هوای طریقت

آنسوی آسمانها کنار ماه تابان سرشار از عشق بر سر راه جانان

با صدای بلال و پژواک و حدانیت با چشمه زلال و با خاک انسانیت

کلبه من اینجاراستین است راهش شق القمر نخواهد یقین است ماهش

هویداتر زاینجا راهی نیست بر ایمان جاودانی خاکش نه مرمرو نه سیمان

عالم کلبه من شاه و شاهان ندارد لحظه سجده من گاه و گاهان ندارد

بارش آسمانی اینجا نور رحمان است آهنگ شادمانی معجزه قرآن است

بر بام آرزوها اینجا ندارد چکه قبله این سرزمین حتی ندارد مکه

نه شیخ و مشایخی نه زمزم و نه کوثر ساقی باده میریزد در جام جم و گوهر

فرستاده ندارد از هوش من براند اینجا چکاوکی هست در گوش من بخواند

چوبی عصا نگردد بر اژدها بتازد فرعونی هم ندارد از برده ها ببازد

اینجا کسی بیهوده تاریخی نمیسازد که کسی غره گردد هردم به آن بنازد

اینجا حقیقتی هست در کان حقیقتها اینجا بصیرتی هست بر خوان طبیعتها

سرشار حقیقت دل این کلبه نهانی کان بصیرت است دور از درد نادانی

 

دوستان عزیزم میدانید که حافظ یا لسان الغیب شیرازی از شاعران بزرگ و نامی ایران زمین است.

در یکی از اشعار نامی این شاعر بزرگ آمده که:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

بعد از سالیان امیرنظام گروسی شاعر نامدار کرد در جدال شعر با حافظ بزرگ در وصف یار و عشق به معشوقه و همچنین شاعران دیگر در رابطه با این بیت از شعر حافظ جدال شعری را به راه انداخته اند که در این پست این نمونه ها را با هم میبینم(در ادامه مطلب)

دریاچه زریوار مریوان و جزیره کوچک آن این دریاچه بزرگترین دریاچه آب شیرین جهان است

روستای بلبر یکی از زیباترین روستاهای کردستان در اعماق دره در منطقه اورامان تخت

تونل ورودی به شهر در بندیخان کردستان عراق که در بالای سد دربندیخان که آب رودخانه سیروان به آن می ریزد قرار دارد این تونل توسط آلمانها در زمان دیکتاتور عراق صدام حسین ساخته شد



دوان دوان ز فرا سوی نور می آید امین ترین کلیمان ز طور می آید

ردای سبز رسالت به دوش خود دارد از آسمان نگاهش ستاره می بارد

شتاب پای محمد خلیل آسا بود شب هلاکت بت های لات و عزی بود

نسیم خنده ی او مژده ی سحر دارد به دست همت خود پرچم ظفر دارد

شعاع نور جبینش به کهکشان رفته به مرزهای سماوات بیکران رفته

سپیده طبل افق را مدام می کوبد مسیر آمدنش را فرشته می روبد

ترانه ی لب او "اقرا باسم ربک" بود تبسمش می عرفانی ملائک بود

دریده پرده ی شب را به نور سیمایش حریم خلوت خورشید چشم گیرایش

طنین هر قدمش شادباش می گوید به زیر هر قدمش سبزه زار می روید

زمین مرید طریق مسیح نعلینش هزار بوسه زند بر ضریح نعلینش

کران رحمت او وسعت هزاران نیل به ارتفاع مقامش نمیرسد جبریل

خدا دوباره به عشق نبی تبسم کرد بهشت قرب خودش را به نام مردم کرد

به گوش می رسد از سمت سرزمین خلود صدای خواندن چاووش حضرت داوود

بزرگ زاده ی ایل مبشران بهشت امیر قافله سالار کاروان بهشت

مسیح مکه شد و روح مرده را جان داد به مرگ دخترکان عشیره پایان داد

به قوم حق طلبان اذن میگساری داد سپاه و لشگر ابلیس را فراری داد

مدبرانه به قتل خرافه فتوا داد به دست غنچه ی لب،حکم جلب غم را داد

خدا کند به نگاهی شویم مقدادش شویم ساکن خوشبخت شیعه آبادش

خدا کند که بخواهد ابوذرش باشیم کنار گنبد خضرا ، کبوترش باشیم

بخند حضرت آقا که یاسرت باشم بهشت هم بتوانم مجاورت باشم

من از تبار ارادت ز کوی سلمانم هزار مرتبه شکر خدا مسلمانم

به خال حضرت معشوق خود گرفتارم من از قبیله مجنون ز ایل عمارم

من از پیاله ی دستت شراب می خواهم برای دار جنونم طناب می خواهم

اگر چه غرق گناهم بیا حلالم کن سیاه دل نشدم لطف کن بلالم کن


+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت توسط کوروش |

درآمد روزانه میلیونی ( )

درآمد روزانه میلیونی کارمندان برخی بانکها از دلالی ارز!



اقتصاد > بازار مالی  - مهر نوشت:

برخی کارمندان شعب ارزی بانکها با کشاندن دلالی ارز به درون نظام بانکی شگردهای جدیدی را برای کسب سود به کار می‌برند که این کار می‌تواند برای آنان روزانه درآمد بیش از یک میلیون تومانی به همراه داشته باشد، این در حالی است که درآمد ماهانه آنان شاید نیمی از این رقم باشد.

بانک مرکزی در اواسط سال گذشته برای از بین رفتن بازار سفته بازی و دلالی، محدودیتهایی را برای عرضه ارزهای دلار و یورو در شعب بانکها، صرافی های بانکی وصرافی های معتبر قائل شد، براین اساس قرار شد که دلار و یورو با دریافت مدارک از قبیل ویزا برای مسافران به میزان محدود پرداخت شود.

براساس ابلاغیه بانک مرکزی، بانکها و صرافی های بانکی و مجاز تنها 2000 دلار و 1350 یورو به متقاضیان دریافت ارز ارائه می کنند، اما نکته جالب این است که بانک مرکزی برای جلوگیری از ایجاد بازار واسطه گری چنین اقدامی را کرده است، اما برخی کارمندان بانکی شعب و واحدهای ارزی، خود این امر را دامن می زنند!

سفته بازی از کجا آغاز می شود؟

به نظر می رسد که بازار سفته بازی و دلالی ارز از بدنه نظام بانکی آغاز می شود. کارمندان شعب ارزی برخی بانکها شگردهای جالب و زیرکانه ای را برای منفعت طلبی در فروش ارز یورو به کار می برند که از چشم مدیران نظام بانکی دور می ماند و نیازمند ورود هرچه سریعتر بانک مرکزی به این ماجرا است.

با توجه به اینکه پرداخت یورو به مسافران در قبال ارائه مدارک و ویزا به میزان محدود 1350 یورو است، برخی کارمندان شعب ارزی به مشتریانی که ساعتها در صف برای دریافت ارز مورد نیاز خود می ایستند، عنوان می کنند که تنها مبالغی که می توانند بپردازند 500 یورویی است!

بدین ترتیب اگر کارمندان بانکی سه اسکناس 500 یورویی به مشتری بپردازند، مشتری باید 150 یورو به وی بازگرداند، این در حالی است که معمولا مشتریانی که ساعتها در صف برای خرید یورو ایستاده اند، 150 یورو به عنوان مابقی پول ندارند که به کارمند بانک بدهند، چون تصور اینکه باید پولی را به باجه بازگردانند را نداشته اند، حتی بانکها در این حالت معادل 150 یورو اسکناس دیگری مانند ریال را نیز قبول نمی کنند.

فقط 500 یورویی داریم!

بنابراین برخی کارمندان بانکی پیشنهاد جالبی را به مشتری می دهند. آنها عنوان می کنند که اگر مشتری می خواهد می تواند در خارج از شعبه بانک و در بازار آزاد 150 یورو را تهیه کرده و دوباره در صف ایستاده و پول مورد نیاز خود را تهیه کند، اما مشتریان معمولا ترجیح می دهند که مبلغ کمتری دریافت کنند اما دوباره به بانک مراجعه نکنند.

براساس محاسبات کارمندان بانکی، مشتریان اگر مبلغ هزار یورو را از بانک بگیرند، 350 یورو در اختیار کارمند باقی می‌ماند، در این حالت کارمند به مشتری پیشنهاد می دهد که اگر 150 یورو برای برگرداندن مبلغ ندارد و نمی خواهد که مجددا زمانی را برای تهیه یورو در بازار آزاد صرف کند و دوباره به بانک بازگردد، بهتر است که یا 1000 یورو دریافت کند و یا معادل همان مبلغ ارز دیگری مانند دلار به میزان 2000 دلار دریافت کند.

پیشنهاد جالب کارمندان ارزی

اما نکته جالب تر این است که مشتری که 1000 یورو را دریافت کرده است، مهر 1350 یورویی در مدارک وی ثبت می‌شود، یعنی کارمند بانک می تواند ادعا کند که این مبلغ را به مشتری پرداخت کرده و کار غیر قانونی را انجام نداده است، مشتریان نیز چون در عمل انجام شده قرار می گیرند، این پیشنهاد کارمند را قبول می‌کنند.

ناگفته نماند که در ابتدای صبح و آغاز کار شعبه، از متقاضیان دریافت ارز ثبت نام به عمل می آید، که تعداد آنها شاید به 50 نفر هم برسد، این در حالی است که موضوع پول خرد از سوی بانک به مشتریان اعلام نمی شود تا آنها مدت زمان طولانی را در صف نمانند.

برای بررسی بیشتر این موضوع به یکی از شعبات بانکی که نسبت به انجام این کار مبادرت می کرد، مراجعه شد و از مشتریان سئوالاتی را پرسید. یکی از مشتریان به خبرنگار مهر گفت: آیا می شود که بانکی که کار ارزی انجام می‌دهد، پول کوچکتر از 500 یورو را نداشته باشد. آیا بانک و شعبه ارزی و یا باجه ارزی، اسکناس 50، 100 و 200 یورویی ندارد؟

درآمد روزانه میلیونی کارمند برخی بانکها از دلالی ارز

مشتری دیگری گفت: برای اینکه در این خصوص ضرر کمتری را تقبل کنم، مجبور شدم که به جای 1350 یورو، 2000 دلار دریافت کنم، اما حال باید به بازار آزاد مراجعه کرده و دلار را به یورو تبدیل کنم که در این حالت هم ضرر دیگری متوجه من خواهد شد.

مشتری دیگری گفت: کارمندان شعب ارزی که اینگونه اقدامات را انجام می دهند، سود بالایی را کسب می‌کنند، زیرا مبلغ 350 یورویی که باقی می ماند را می توانند به قیمت دولتی بدون اینکه مدیران بانکی متوجه آنها نشوند، برداشت کرده و آن را در بازار آزاد بفروشند و سود آن را در جیبشان بگذارند.

وی افزود: با این اقدام در هر فروش، حدود 70 هزار تومان نصیب کارمند بانکی می شود، با توجه به اینکه تعداد مراجعات مردم به این شعب هم بالا است، بنابراین سود زیادی را کسب می کنند. اگر فرض کنیم روزانه 20 نفر به بانک برای دریافت ارز مراجعه کنند، مبلغی در حدود یک میلیون و 400 هزار تومان درآمد آن کارمند با این شگرد می شود.


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت توسط کوروش |

ویژگی های مردان ( )

ویژگی های مردان واقعی ! 


ویژگی های مردان واقعی !

درس امروز درسی پایه ای و اساسی است، در مورد پایه و اساس مرد بودن است. با کلیه ی اطلاعاتی که در دست دارم، مطمئن هستم که شما بحث درمورد چنین مسائلی را بی فایده می دانید و خواهید گفت چرا وقتی مسائل مهمتری مثل کار و تجارت هست، باید چنین چیزهایی یاد بگیرید.

 

پاسخ این سوال بسیار ساده است:

 

برای ساختن یک خانه ی فوق العاده، ابتدا باید یک فونداسیون محکم بسازید تا بتوانید سایر چیزهای زیبا را روی آن قرار دهید. برای ساختن یک مرد بزرگ نیز، نیاز به یک پایه و اساسی استوار و مستحکم است تا بعد بتوانید چیزهای کوچک دیگر را روی آن اضافه کنید.

 

طی چند سال گذشته به من ثابت شده که بعضی از مردها فاقد این فونداسیون و بنیاد هستند تا بتوان به آنها قانون ها و اصول دیگر را آموزش داد. تعاریف بسیاری برای یک مرد وجود دارد و افراد مختلف نظریه های متفاوتی دارند. اما من در اینجا آنچه واقعاً لازم است بدانید را برایتان آورده ام.

 

ویژگی اول:  یک مرد واقعی محکم و قوی است

 

یک مرد واقعی گریه نمی کند، زاری نمی کند، شکایت از چیزی نمی کند، بیمار نمیشود، و لازم نیست هر بار که عطسه کرد به پزشک مراجعه کند. یک مرد واقعی تصمیم می گیرد و با عواقب و نتایج این تصمیمات روزگار می گذراند. یک مرد واقعی مسئولیت اعمال و حرف های خود را بر عهده می گیرد. یک مرد واقعی، محکم و استوار است. و با سختی های زندگی مقابله می کند. یک مرد واقعی خشن و سرسخت است و از خود احساسات نشان نمی دهد. یک مرد واقعی ستون فقرات خانواده است و نمی تواند از خود ضعف نشان دهد. اگر از عنکبوت می ترسید، مسلماً یک مرد واقعی نیستید.

 

ویژگی دوم:  یک مرد واقعی متمرکز است

 

یک مرد واقعی تفاوت بین مهم بودن چیزی و مهم نبودن آن را می فهمد. یک مرد واقعی وقت خود را صرف کارهای بیهوده ای که هیچ عایدی برای او ندارند، نمی کند. مطمئناً کارهای زیادی برای تفریح و سرگرمی وجود دارد، اما او باید برای انجام این کارها هم دلیل داشته باشد.  یک مرد واقعی خود را روی قدرت، پول و خانواده اش متمرکز میکند.

 

ویژگی سوم:  یک مرد واقعی، اهمیت خانواده را درک می کند

 

یک مرد واقعی خانواده اش را قدرتمند نگاه می دارد و به تاریخچه ی خانوادگی خود اهمیت زیادی می دهد. یک مرد واقعی می داند که فرزندانش هدیه ای از جانب خداوند هستند و باید با آنها به خوبی رفتار کند، هرچند هر از گاهی باید برای آنها قوانین و مقرراتی تعیین کند.

 

ویژگی چهارم:  یک مرد واقعی غیبت نمی کند

 

یک مرد واقعی دهانش را می بندد و اطلاعاتش را درمورد دیگران پیش خود نگاه میدارد. یک مرد واقعی در بحث های هیچ و پوچ شرکت نمی کند  و درمورد چیزهایی که از آن اطلاع ندارد و مطمئن نیست حرف نمی زند.

 

ویژگی پنجم:  یک مرد واقعی همیشه سر حرفش هست

 

هر وقت قولی بدهد، آن را عمل می کند. و اگر بداند که از عهده ی انجام قولی بر نمی آید، هیچوقت حرفش را نمی زند. یک مرد واقعی مردن را به شکستن عهدش ترجیح می دهد. او می داند که حرفش نیز باید به قدرت عملش باشد.

 

ویژگی ششم:  یک مرد واقعی تلاش می کند تا الگو باشد

 

یک مرد واقعی همیشه به خود و دیگران احترام می گذارد، مگر اینکه مورد بی احترامی قرار گیرد. او الگو و نمونه ای برای پیروان خود و به خصوص فرزندانش است. من هیچوقت کارهایم را به خانه نمی آورم، به همین دلیل فرزندانم من را فقط به عنوان یک پدر میشناسند. شما نیز باید همین کار را بکنید. یک مرد واقعی هیچگاه اجازه نمی دهد که فرزندانش پی به ضعف های او ببرند.

 

ویژگی هفتم:  یک مرد واقعی پول مورد نیازش را خود به دست می آورد

 

یک مرد واقعی در انتظار صدقات و نیکوکاری های دیگران نمی نشیند. و پول پدرش نیز برای او کفایت نمی کند. او خود در جستجوی روزی خود بر می آید و اگر از پدرانش به او ارثیه ای برسد، به جای هدر دادن آن، ده برابرش می کند.

 

ویژگی هشتم:  یک مرد واقعی زن نما نیست

 

یک مرد واقعی در گوشهایش گوشواره نمی اندازد و موهایش را بلند نمی کند.  او می داند که به استثنای آرایشگرش، سایر ملزومات و نیازهای بهداشتی او باید توسط یک زن انجام گیرد. یک مرد واقعی باید حداقل سه دست کت و شلوار در کمد داشته باشد و حداقل سه بار در هفته باید کت و شلوار بپوشد. یک مرد واقعی می داند که چطور باید شیك باشد.

 

 

 

درس تمام شد

 

خوب امروز چه یاد گرفتید؟


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت توسط کوروش |

سیاست‌های زنانه ( )

سیاست‌های زنانه در همسرداری!




نقش زن در تحکیم رابطه همسران غیرقابل انکار است. در گذرگاه‌های مختلف زندگی بشر، آثار عمیقی از رد پای زنان؛ هم در زندگی‌های پایدار و هم در زندگی‌های مترلزل و فرو ریخته شده، به چشم می‌خورد . این امر خود نشان‌گر اهمیت مسئولیت خطیر زنان در عرصه ی حفظ ، تداوم و تعادل یک رابطه ایده‌آل و مستمر در مبحث همسران می‌باشد.
مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند، اما اگر در این راستا قدمی برداشته نشود، تحولی صورت نخواهد گرفت.
تفاوت‌های فردی همواره در طبیعت خلقت انسان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و بر همین الزام، پیوسته تعارفات کوچک و بزرگ میان همسران وجود داشته است. زنان قابلیت‌‌‌های بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان می‌توانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی به‌شیوه رفتاری همسرشان دارد. به‌عبارتی می‌توان گفت:مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند، اما اگر در این راستا قدمی برداشته نشود، تحولی صورت نخواهد گرفت. در اینجا می‌خواهیم بخشی از شگردهای همسرداری یا اصطلاحاً سیاست‌های زنانه را در جهت ارتقاء استقامت پایه‌های یک زندگی مشترک، در محور روابط همسران، از نظر بگذرانیم، بنابراین این مطلب را صرفاً زنانی بخوانند که می‌خواهند بدانند «چگونه می‌توان شوهر خود را به‌مهری مستمر و عمیق آلوده‌ گرداند؟!»
1- صادق باشید، چون تنها در این صورت است که حق دارید از همسرتان توقع رفتار و گفتار صادقانه داشته باشید.
2- همزمان با رعایت اصل صداقت، بدانید هیچ لزومی ندارد هر مطلبی، با هر مضمونی بازگو شود!
3- زن و شوهر می‌توانند توافق کنند که همواره جایگاهی برای تغییر در طول زندگی، قایل شوند.
4- پیوسته به دنبال یک رابطه در حال رشد باشید، در پیشرفت مثبت ارتباطات، توقف جایز نیست.
5- سعی کنید به تعریف خوشبختی از دیدگاه همسرتان دسترسی پیدا کنید.
6- شما می‌توانید از زندگی کردن با مرد خود لذّت ببرید، بدون آنکه خود و خواسته‌های‌تان را به فراموشی بسپارید.
7- گاهی اوقات اگر به‌طور واضح تقاضا نکنید، چیزی بدست نخواهید آورد.
8- گفتنی‌ها را بگویید، امّا به‌موقع! منتظر نمانید به این امید که شاید روزی خودش متوجه شود.
9- به‌یاد داشته باشید معمولاً مردها آن‌گونه که شما به‌ آنها می‌نگرید، به‌خود نمی‌نگرد.
10- شاید نتوانید مرد خود را کاملاً کنترل کنید، امّا قطعاً می‌توانید بر او تأثیر بگذارید.
11- در برنامه‌ریزی‌ها به‌صورت یک شریک ظاهر شوید، نه یک رقیب.
12- احترام شما، در گروی رفتار شماست.
13- برنامه‌های خود را طوری تنظیم کنید تا زمانی که همسرتان در منزل است، در کنارش حضور داشته باشید، نه احتمالاً در آشپزخانه.
14- به نوع پوشش، آرایش و پیرایش خود در منزل همواره اهمیت بدهید.
15- در طی روز از کلمات محبّت‌آمیز استفاده کنید.
16- بسیاری از زنان بر این باورند که باید بیش از حد عاطفی باشند . اینگونه نباشید!
17- بکوشید بدون آنکه در مسائل کاری و اجتماعی همسرتان مستقیماً دخالت کنید، خیلی دوستانه و غیرمتعصبانه به افعال وی ناظر باشید.
18- میزان وابستگی و دلبستگی یک زن می‌تواند قابلیت‌های شوهرش را برای توجه نشان دادن به او تحت‌الشعاع قرار دهد.
19- هراز گاهی از او به خاطر حسناتش تمجید کنید.
20- گاهی گفتگوی متعادل می‌تواند قفل‌هایی که بر زندگی‌ عاطفی همسرتان زده شده، باز کند.
21- هرگز به قصد آنکه همسرتان را برای انجام کاری سوق دهید، از او تعریف و تمجید نکنید.
22- برای او این حق را قایل باشید که بتواند احساسات مختلفی داشته باشد.


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت توسط کوروش |

اجرای حکم قصاص ( )

/ اجرای حکم قصاص عامل جنایت پل مدیریت



بامداد امروز عامل قتل در پل مدیریت در ملاءعام به دار مجازات آویخته شد.

به گزارش خبرنگار مهر، "کوشا" عامل قتل "مهسا" در منطقه پل مدیریت در ملأعام به دار مجازات آویخته شد.

بر اساس این گزارش، کوشا جوان 15 تیرماه سال جاری در منطقه پل مدیریت دختر جوانی را به نام "مهسا" با ضربات متعدد چاقو به قتل رساند که بامداد امروز حکم قصاص در ملأعام درباره او اجرا شد.
 
کوشا از سوی شعبه 74 دادگاه کیفری به قصاص محکوم شد و پس از تائید حکم از سوی دیوان عالی کشور طناب سرمه ای اعدام به گردن وی افتاد و زندگی او پیش از طلوع آفتاب به پایان رسید.

 

جنايت و مكافات روي «پل مديريت»


مهدي وكيلي - جواني كه علاقه‌ يك‌سويه‌اش به دختر هم‌كلاسي جنايتي فجيع را رقم زد، محصول اين عشق نافرجام را با سر سپردن به چوبه دار در ساعت 6 و 17 دقيقه بامداد سه‌شنبه ـ 22 شهريورماه ـ درو كرد.
ساعت 14:30 بعدازظهر چهارشنبه 15 تيرماه سال‌جاري افرادي كه از روي يك پل عابر پياده در حوالي پل مديريت عبور مي‌كردند، ديدند كه پسري جوان در حالي كه نقاب به صورت داشت، به دو دختر جوان حمله کرد و يكي از آنان را هدف ضربات چاقو قرار ‌داد. سپس روي شکم اين دختر نشست و بي‌محابا ضرباتي متعدد به ناحيه سينه، پهلو و گردنش وارد کرد. متر از 15 دقيقه بعد و درپي تماس با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 خودروي پليس از کلانتري 145 ونک و اورژانس، خود را به محل حادثه رساندند و ماموران موفق شدند پسر جوان را که ديگر نقابي به صورت نداشت و همچنان با هراس فراوان مترصد فرصتي براي فرار بود، دستگير كنند. تحقيقات اوليه با حضور قاضي رسولي ـ بازپرس كيشك قتل پايتخت ـ نشان داد که دختر جوان به نام «مهسا» 24 ساله با ضربات متعدد چاقو توسط هم‌دانشگاهي‌اش به نام «كوشا» از پاي درآمده و مرضيه ـ دوست مهسا نيز با زخمي شدن هر دو دست دچار خونريزي شديد شده که به بيمارستان انتقال يافته است.
باز هم پرونده‌اي جنجالي پيش‌روي پليس و دستگاه قضايي
گويا قرار است در شهر تهران هرازگاهي حادثه‌اي ناگوار و فجيع اعم از قتل و تجاوز رخ دهد و به دنبال آن دستگاه‌هاي قضايي و انتظامي و برخي اوقات امنيتي،‌ وارد عمل مي‌شوند تا اقتدار خود را در انجام وظايف نشان دهند. درباره پرونده قتل در"پل مديريت" هم همين موضوع تکرار شد و چند روز بعد از وقوع حادثه، محسني اژه‌اي،‌سخنگوي قوه‌قضاييه اعلام کرد که اين پرونده به علت حساسيت‌هايي که دارد خارج از نوبت و به طور ويژه رسيدگي خواهد شد. تمام مراحل مقدماتي رسيدگي به پرونده از جمله اخذ اعترافات متهم، اظهارات شاهدان حادثه و دوست مقتول، شکايت اولياي‌دم و صدور کيفرخواست به سرعت انجام و پرونده به دادگاه کيفري استان تهران ارسال شد. متهم جنايت در پل مديريت ساعت 11 روز چهارشنبه 5 مردادماه در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي نورالله عزيزمحمدي و مستشاران بدون حضور اولياي دم پاي ميز محاكمه رفت. کوشا در بيان آخرين دفاعيات خود گفت: آن قدر رفتار خانواده مهسا با من خوب بود كه باعث شد بيش از پيش از کاري که کرده‌ام شرمنده و پشيمان شوم. آنها بايد به حقي كه دارند برسند. از خانواده خود و جامعه عذرخواهي مي‌کنم. بعد از اظهارات متهم، قاضي عزيزمحمدي ختم جلسه را اعلام و بعد از مشورت با مستشاران دادگاه، متهم را به قصاص نفس در ملاءعام محکوم کرد.
اجراي حكم
پس از تعيين روز سه‌شنبه ـ 22 شهريورماه ـ براي اجراي حكم قصاص، از 24 ساعت پيش از برگزاري مراسم اجرا، «كوشا» به قرنطينه رفت. از ساعات ابتدايي بامداد سه‌شنبه، مسيرهاي منتهي به پل مديريت تحت تدابير ترافيكي ماموران راهنمايي و رانندگي قرار گرفت و با توجه به اينكه محوطه خاكي جنب دانشگاه امام صادق (ع) محل برگزاري مراسم اعدام بود، جمعي از مردم از حدود ساعت 4 بامداد در اين محل حضور يافتند و منطقه تحت تدابير امنيتي و انتظامي ناجا قرار گرفت. مراسم اعدام عامل جنايت پل مديريت صبح امروز -سه شنبه- در بلوار دريا بعد از تقاطع دانشگاه امام صادق(ع) در نزديكي محل وقوع اين جنايت برگزار شد. براي اجراي مراسم حكم اعدام عامل اين جنايت، محلي در ابتداي غربي بلوار دريا در محوطه اي خاكي بعد از دانشگاه امام صادق(ع) در نظر گرفته شده بود. مراسم اعدام در يك محوطه محصور شده انجام شد كه درون آن محل را با داربست كه حدود چهار متر از زمين ارتفاع داشت، بسته بودند. پلاكاردي نيز در اين مكان نصب شده بود كه روي آن نوشته بود 'محل اجراي مراسم اجراي حكم قصاص عامل جنايت پل مديريت'. جمع زيادي از اقشار مختلف مردم اعم از زن و مرد ' از حدود ساعت چهار بامداد يكي دو ساعت قبل از اجراي مراسم در محل اجراي حكم حاضر شده بودند، آنها در انتظار بودند تا اجراي عدالت را با چشمان خودشان ببينند. بسياري از اهالي محل از روي پشت بام منازل و يا بالكن آپارتمان هاي خود كه به محل اجراي مراسم اشراف داشت مشغول تماشاي اين مراسم بودند. با پخش شدن اذان صبح و نزديك شدن به آغاز مراسم اعدام، بر تعداد مردم اضافه مي‌شد اين درحالي بود كه نيروهاي انتظامي و پليس پيشگيري و آگاهي تهران بزرگ از نخستين ساعات بامداد امروز در اين محل حضور داشتند. نيروهاي انتظامي دور تا دور محل برگزاري مراسم اعدام را در محاصره خود داشت و براي حفظ ايمني مردم، بلوار دريا در دو سمت شرق و غرب بر روي تردد خودروها بسته شده بود و عوامل پليس راهنمايي و رانندگي اجازه تردد به خودروها را در اين مسير از بزرگراه چمران به سمت شرق بلوار و از چهار راه سعادت آباد به سمت غرب نمي‌دادند. ساعت 5 و 53 دقيقه بامداد تست آخر محل اجراي حكم انجام و طناب دار سبز رنگ بر روي داربست تعبيه شده در اين مكان نصب شد. سرپرست دادسراي جنايي تهران به عنوان نماينده دادستان پس از استقرار عامل جنايت در محل اجراي مراسم، حكم را قرائت كرد. اولياي دم 'مهسا' دختر دانشجويي كه با ضربات متعدد چاقوي عامل جنايت روز چهارشنبه 15 تيرماه به قتل رسيده بود در محل اجراي مراسم حضور داشتند. پس از اتمام قرائت حكم توسط سرپرست دادسراي جنايي تهران، حكم اجرا و صندلي از زير پاي عامل جنايت كشيده شد و عامل جنايت حدود ساعت 6 و 20 دقيقه به دار مجازات آويخته و در ملا عام اعدام شد. دقايقي بعد ماموران اجراي حكم پابند او را از پايش باز كردندوآمبولانس پزشكي قانوني براي انتقال جسد كوشا وارد محوطه اجراي مراسم شد و در اين زمان خودروي مخصوص انتقال محكومين از اين محل خارج شد. سير رسيدگي به پرونده اين فرد در مجموع حدود 69 روز به طول انجاميد و وي از سوي شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران به قصاص محكوم و پس از آن اين حكم از سوي ديوان عالي كشور تاييد شد و به اين ترتيب صبح امروز طناب سبز رنگ اعدام به گردن وي افتاد و زندگي او پيش از طلوع آفتاب به پايان رسيد. اين برشي كوتاه از آخرين فصل دفتر زندگي جواني بود كه طاقت «نه» شنيدن نداشت و آرزوهاي خود را در كنار روياهاي دختر مورد علاقه‌اش حوالي پل مديريت دفن كرد.

حاشيه هاي مراسم اجراي حكم قصاص
ساعت 4:15... خبرنگاران و عکاسان رسانه‌هاي مختلف اعم از روزنامه‌ها، خبرگزاري‌ها و رسانه ملي در محل اجراي حکم حاضر شده و فقط کساني مي‌توانند وارد محدوده اجراي حکم شوند که از قبل مجوز دريافت کرده‌اند.
ساعت 5:53... حدود 2 ساعت از حضور مردم و خبرنگاران در محل حادثه گذشته و هنوز خبري از اجراي حکم نيست. در اين لحظه چند مأمور با حضور در محل، داربست اجراي حکم و طناب دار را چک مي‌کنند.
ساعت 6:04... خودروي حامل کوشا با اسکورت چند دستگاه خودرو و موتورسيکلت وارد محوطه مي‌شود و منتظر مي‌ماند تا با اجازه مسئولان قضايي محکوم از خودرو خارج شود.
ساعت 6:11... قرائت قرآن انجام مي‌شود و چهار دقيقه بعد در ساعت 6:15 دقيقه، کوشا به همراه 2 مأمور که با وي داخل خودرو بودند از خودرو خارج مي‌شود و مأموران همراه، او را تحويل مأموران حاضر در محل مي‌دهند.
ساعت 6:16... کوشا با موهاي تراشيده بالاي سکو رفت و در اين ميان در پاسخ به سوال خبرنگاران فقط به يک جمله بسنده کرد: پشيمانم.
ساعت 6:17... حکم اجرا شد. طناب دار دور گردن کوشا قرار دارد و سرپرست دادسراي جنايي تهران حکم را قرائت مي‌کند. در اين لحظه صندلي از زير پاي کوشا کشيده مي‌شود. طناب دار با تلاش او براي نجات در نسيم سحرگاهي مي‌رقصد. گويا اين رقص تمامي ندارد زيرا طناب اجراي حکم مقداري بلند است و مأموران مجبور مي‌شوند بخشي از سکويي که پيش از اين براي اجراي حکم در نظر گرفته شده بود را جابجا کنند.
ساعت 6:31... يکي از مأموران حاضر در صحنه، پابند را از پاهاي کوشا باز مي‌کند.
ساعت 6:35... همان مأمور در ادامه، اين کار را با دستان کوشا مي‌کند و دستبند را از دستانش باز مي‌کند تا مشکلي براي حمل او پيش نيايد.
ساعت 6:44... پزشک متخصص پزشکي قانوني بالاي سکو مي‌رود و جسد کوشا را مورد معاينه قرار مي‌دهد.
ساعت 6:46... با تأييد فوت کوشا از سوي پزشک و اجازه مسئولان قضايي، طناب سبزرنگ با يک چاقو بريده مي‌شود و جسد داخل کيسه حمل جسد قرار مي‌گيرد.
ساعت 6:52... خودروي حمل جسد از محوطه خارج مي‌شود و جسد را به پزشکي قانوني منتقل مي‌کند.
ساعت 7:00... شهروندان پس از ديدن صحنه اجراي حکم از محل دور مي‌شوند و بدين ترتيب راه براي عبور خودروهايي که پشت موانعي که براي اين کار تعبيه شده بود، متوقف مانده بودند، باز مي‌شود.


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت توسط کوروش |

عکسهای دیوار های برفی در ژاپن ( )

عکس های دیدنی از جاده ای کوهستانی با دیوار های برفی در ژاپن

ارتفاع این دیوار های برفی به 20 متر هم میرسد

ستانی با دیوار های برفی در ژاپن

ارتفاع این دیوار های برفی به 20 متر هم میرسد

 
 
 
 
عکس دیوار برفی
 
 
 
 
 
 
 
 
عکس دیوار های برفی
 
 
 
 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت توسط کوروش |

برگزاری جشن های سال نوی میلادی در سراسر جهان ( )
فرا رسیدن سال 2011 میلادی، شب اول ژانویه، در اکثر کشورهای جهان با شرکت هزاران تن از و برگزاری مراسم نورافشانی و شمارش معکوس ، گرامی داشته شد

استرالیا:

new-year
new-year3

هنگ کنگ:

new-year6

سنگاپور:

new-year10

 
مالزی:

new-year12

ژاپن:

new-years-japan

new-years-japan

کره جنوبی:

new-years-korea

اندونزی:

new-year-indonesia

روسیه:

new-year-2011

new-year-2011

new-year-2011

 

گروزنی در چچن - نزدیک مسجد جامع:

new-year-2011

 

بلغارستان:

new-year-2011

 


آلمان:

new-year-2011

new-year-2011

 

پاکستان:

new-year-2011
new-year-2011

new-year-2011

 

نیویورک:

new-year-2011

new-year-2011

new-year-2011

new-year-2011

 

انگلیس:

new-year-2011

اسکاتلند:

new-year-2011

 

لبنان:

new-year-2011

مجارستان:

new-year-2011

 

فرانسه:

new-year-2011
new-year-2011

 

کانادا:

new-year-2011
new-year-2011

 

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت توسط کوروش |

آثار بر جاى مانده کهن ( )
مقبره حضرت ايوب




مقبره حضرت داوود





مرقد حضرت ابراهيم




محل ولادت حضرت ابراهيم




دستخط منسوب به ادريس نبى





غارى که حضرت موسى در آن پناه گرفت





مقبره حضرت هارون







مقبره حضرت هود





مقبره حضرت لوط




مقام حضرت ابراهيم








عصاى حضرت موسى




مقبره حضرت نوح




کشتى حضرت نوح




قطعه اى باقى مانده از کشتى حضرت نوح




مقبره حضرت عمران




مقبره ساره همسر حضرت ابراهيم




مقبره حضرت شيث




مقبره حضرت سليمان




مقبره حضرت يعقوب




مقبره حضرت يحيى




مقبره حضرت يونس




عمامه منسوب به حضرت يوسف




مقبره حضرت زکريا






عکس قبر و مقبره یوسف پیامبر در نابلس در سال ۱۸۶۵ - مقبره آمن هوتپ در ادمه مطلب



+ نوشته شده در سه شنبه نهم آذر 1389ساعت توسط کوروش |

ستاره درخشان زندگی ( )

 
برای یک بار ... فقط برای یک بار ! مرا در افسون مبهم یک دروغ ... شناور کن ! سر به گوش من بگذار ..! و آرام بگو : دوستت دارم ....!

 

آغوش هیچ خیالی بوی آشنای بازوانت را نداشت و نجوای هیچ بارانی همصدای لبهای تو نبود اینک تو را ... بی خیال و بی باران کجای این شب حسرت جستجو کنم ؟

 

به رهایی سوگند ...!!! واژه ایی در قفس است ! به رهایی سوگند ...!!! قلب من در دستت ... یاد تو در قلبم ...! اوج پرواز رهایی است ولی ... باورش در من نیست که در این فاصله ها ... یاد مهتاب به اندازه ی شبها غم به اندازه ی شادی باشد به رهایی سوگند ...!!! من کلامم پی تو می گردد پی جا پای تو در کلبه ی تاریک دلم من به آغاز زمین نزدیکم .... و به پایانی دور ... تشنه ی زمزمه ام..... .... لحظه ها می گذرد .... آنچه بگذشت نمی آید باز ! به رهایی سوگند ...!!! که اگر می خندم خنده ام بی ثمر است !!! و اگر می گریم گریه ام بیهوده است !!! و فقط می گویم : به رهایی سوگند : ((.................... دوستت می دارم ....................))

نویسنده : آرین آرین پور


ای کاش می‌توانستیم از فوتوشاپ در زندگی واقعی جوامع استفاده کنیم تا فقر و تنگدستی، تلخی ها و زشتی‌ها، بیماری و تمام مشکلاتی که امروز با آنها دست به گریبانیم را از بین ببریم. گرچه چنین کاری میسر نیست و هر کجا از این کره خاکی حرف هایی برای گفتن دارند ولی هر از گاهی روایت های تصویری را هم نمیتوان نادیده گرفت …
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


+ نوشته شده در سه شنبه نهم آذر 1389ساعت توسط کوروش |

دعوا سر چیه ؟ ( )
[تصویر: 05974836227946761589.gif]
 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت توسط کوروش |

بیکار و بدبختی فساد ( )

مجری بدبختی فساد و بیکاری

 

بیکار و بدبختی

 

بـي حجـا بـي و گستــرش فسـاد

اگر حریم عفاف زن رعایت شود و حیاء و پاکدامنی آنها در معرض نامحرمان قرار نگیرد، نیرویی در آنها ذخیره میشود که هم مایه آرامش فردی و اجتماعی است و هم به موقع در شجاعت و غیرت آنها تبلور میابد. بنابراین زنانی منشا خیر و طهارت هستند که در پوشش حجاب و اجتناب از نامحرمان به این مقام نائل آمده اند. حضرت فاطمه: حتی در سخت ترین شرایط هم در رعایت حجاب و پوشش اسلامیشان کوتاهی نمی نمود.

 

جنایاتکار صدام لعن


+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت توسط کوروش |

ندا آقاسلطان ( )
Neda Agha-Soltan.jpg
 
تولد ۳ بهمن ۱۳۶۱
تهران
مرگ ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
امیر آباد، تهران (خیابان کارگر شمالی)
مدفن گورستان بهشت زهرا - قطعه ۲۵۷ ردیف ۴۱ شماره ۳۲
والدین علی آقاسلطان[۱]
هاجر رستمی‌مطلق[۲]
 

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت توسط کوروش |

منشور کوروش ( )

 منشور کورش بزرگ امانت

قسمتی ازمنشور کوروش

اينک که به ياري «مزدا» تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهاي چهارگوشه جهان را به سرگذاشته ام اعلام مي کنم که تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آئين و رسوم ملت هائي را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملت هائي که من پادشاه آنها هستم يا ملت هاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم کرد و هر ملتي آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزي که پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت کسي به ديگري ظلم کند و اگر شخصي مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.من تا روزي که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به طريق ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد و من تا روزي که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصي ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد وي را به کار وا دارد.
من امروز اعلام مي کنم که هر کسي آزاد است که هر ديني را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه که ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسي را غصب ننمايد و هر شغلي را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند. هيچ کس را نبايد به مناسبت تقصيري که يکي از خويشاوندانش کرده مجازات کرد .من برده داري را برانداختم. به بدبختي هاي آنان پايان بخشيدم .
من تا روزي که به ياري مزدا زنده هستم و سلطنت مي کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگي بايد به کلي از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجراي تعهّداتي که نسبت به ملت هاي ايران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

اگر مهربان باشيد، آدمها شما را به خود شيرينی متهم می کنند! اما شما همچنان مهربان بمانيد.

اگر با ديگران رو راست باشيد. ديگران شما را فریب خواهند داد! با این وجود چون آب زلال و صادق بمانید.

اگر شما برای زندگی بهتر تلاش کنيد، ديگران برچسب حرص و طمع به شما خواهند زد .اما شما سخت کوشانه به جلو رويد.

اگر اميد به ديگران ارزانی داريد شما را خوش خيال می پندارند . اما شما چون فانوس به شب های تار بي اميدی بتابيد .

اگر به شادی و آرامی برسید، دیگران حسادت می کنند! با این وجود شادمانی کنيد. و شادي هايتان را تقسيم کنيد.

خوبی های امروزتان را فردا فراموش می کنند! . اما شما همچنان خوب بمانيد و خوبی کنيد

وقتی شما چشمان خود را به اشتباه و ضعف ديگران می بنديد ديگران ممکن است شما را ساده لوح بپندارند!

اما همچنان از کنار اشتباه ديگران بگذريد.

سنجش های ديگران و قضاوتهای آنان مهم نیست!

تنها داوری و قضاوت خدا مهم است.

خداوندی که همه چيز را می بيند و می شنود

و همه به سوی او بازخواهيم گشت
 

يک تاجر آمريکايي نزديک يک روستاي مکزيکي ايستاده بود. در همان موقع يک قايق کوچک ماهيگيري رد شد که داخلش چند تا ماهي بود.
از ماهيگير پرسيد: چقدر طول کشيد تا اين چند تا ماهي رو گرفتي؟
ماهيگير: مدت خيلي کمي.

تاجر: پس چرا بيشتر صبر نکردي تا بيشتر ماهي گيرت بياد؟
ماهيگير: چون همين تعداد براي سير کردن خانواده ام کافي است.

تاجر: اما بقيه وقتت رو چيکار مي کني؟

ماهيگير: تا دير وقت مي خوابم, يه کم ماهي گيري مي کنم, با بچه ها بازي ميکنم بعد ميرم توي دهکده و با دوستان شروع مي کنيم به گيتار زدن. خلاصه مشغوليم به اين نوع زندگي.

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و مي تونم کمکت کنم. تو بايد بيشتر ماهي گيري کني.
اون وقت مي توني با پولش قايق بزرگتري بخري و با درآمد اون چند تا قايق ديگر هم بعدا اضافه ميکني. اون وقت يه عالمه قايق براي ماهيگيري داري.

ماهيگير: خوب, بعدش چي؟

تاجر: به جاي اينکه ماهي ها رو به واسطه بفروشي اونا رو مستقيــما به مشتري ها ميدي
و براي خودت کارو بار درست مي کني... بعدش کارخونه راه مي اندازي و به توليداتش نظارت
ميکني... اين دهکده کوچک رو هم ترک مي کني و مي روي مکــــزيکوسيتي! بعد از اون هم
لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورک... اونجاست که دست به کارهاي مهم تري مي زني...

ماهيگير:اين کار چقدر طول مي کشه؟

تاجر: پانزده تا بيست سال.

ماهيگير: اما بعدش چي آقا؟

تاجر: بهترين قسمت همينه,در يک موقعيت مناسب که گير اومد ميري و سهام شرکت رو به قيمت خيلي بالا مي فروشي! اين کار ميليون ها دلار برات عايدي داره.

ماهيگير: ميليون ها دلار! خوب بعدش چي؟

تاجر: اون وقت بازنشسته مي شي! مي ري يه دهکــده ي ساحلي کوچيک! جايي که مي توني تا دير وقت بخوابي! يه کم ماهيگيري کني, با بچه هات بازي کني! بري دهکده و تا ديروقت با دوستات گيتار بزني و خوش بگذروني

فرق دیوانه و احمق

مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حياط يک تيمارستان پنچر شد و مجبورشد همانجا به تعويض لاستيک بپردازد. 
هنگامی که سرگرم اين کار بود، ماشين ديگری به سرعت ازروی مهره های چرخ که در کنار ماشين بودند گذشت و 
آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد.

مرد حيران مانده بود که چکار کند.

تصميم گرفت که ماشينش را همانجارها کند و برای خريد مهره چرخ برود. 
در اين حين، يکی از ديوانه ها که از پشت نرده های حياط تيمارستان نظاره گر اين ماجرا بود، او را صدا زد و گفت: 
از ٣ چرخ ديگر ماشين، از هر کدام يک مهره بازکن و اين لاستيک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعميرگاه برسی.

آن مرد اول توجهی به اين حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد ديد راست می گويد و بهتر است همين کار را بکند. 
پس به راهنمايی او عمل کرد و لاستيک زاپاس را بست. 
هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن ديوانه کرد و گفت: «خيلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی. 
پس چرا توی تيمارستان انداختنت؟

ديوانه لبخندی زد و گفت: من اينجام چون ديوانه ام. ولی احمق که نيستم!!
 
 از عشق همین... .

.!!!

 افتاده فقیرت به ره و میگذری مست ، از مانده به ره عاشق عیار نپرسی …

مدیریت بحران

میدونی مدیریت بحران یعنی چی؟

اینو بخون تا بفهمی

روزي دو نفر در جنگل قدم مي زدند.

ناگهان شيري در مقابل آنها ظاهر شد.
يكي از آنها سريع كفش ورزشي اش را از كوله پشتي بيرون آورد و پوشيد.
ديگري گفت بي جهت آماده نشو هيچ انساني نمي تواند از شير سريعتر بدود.

مرد اول به دومي گفت  :

 قرار نيست از شير سريعتر بدوم.

 كافيست از تو سريعتر بدوم!

 

 
 
 
 

+ نوشته شده در شنبه دهم مهر 1389ساعت توسط کوروش |

۩ شهرفرنگ عکس تصویرتاریخ ۩ ( )
 گالری روستای گنزق از توابع سرعین

        

نجف عجب صفایی دارد

کربلاست ماهم التماس دعا

مشهد مقدس

نام ايران براي ايراني‌ها آشنا و خوشايند است. اما از لحاظ تاريخي نام "ايران" براي خارجي‌ها نا آشناست. آن‌ها بيشتر ما را به نام پرشيا به خاطر مي‌آورند

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ تنها از سال 1935 ميلادي است که بر طبق تقاضاي دولت وقت، نام سرزميني که ما در آن زندگي مي کنيم به "ايران" تغيير اسم داده است.

در واقع واژه "ايران" به جاي واژه پرس (به لهجه فرانسوي)، پرشيا (به لهجه انگليسي) و ... که همگي از "پرسيس" يوناني گرفته شده اند، آمده است.

ايران در يک کلام يعني سرزمين آريايي‌ها.

واژه ايران به ايراني باستان  aryanam ،به فارسي باستان ariya، به اوستايي  airya و به فارسي ميانه  eranتلفظ مي‌شود.

واژه ERAN ترکيبي ازER  و پسوندAN  است و به معناي "منسوب به قوم "ER" است. بنابراين اران و با تلفظي که ما امروزه مي‌گوئيم، ايران، يعني محلي منسوب به نژاد "اير" يا محل آريائيان.

از طرفي به گفته بعضي از محققين "اير" در لغت به معني فروتن و آزاده است و جمع آن، ايران به معني فروتنان و آزادگان است. در اوستا هم ايران نام سرزميني است که مردمي شريف، نجيب، نژاده و اصيل در آن زندگي مي‌کنند. اوستا در بخش ونديداد از جايي به نام "ايرانويج" نام مي‌برد که مرکز اصلي ايراني‌ها است. ايرانويج تغيير يافته واژه "ائيرينه وئجه" است. در سانسکريت واژه بيجه به معني تخم است و از اين رو خاورشناسان "ائيرينه وئجه" را به معني "سرزمين تخمه و نژاد آريائي" گرفته‌اند. در واقع نام سرزميني است که ايرانيان نخست به آن جا رفتند و از آن جا تدريجا پيش رفتند و سراسر ايران زمين را گرفتند و بعدها همه ممالکي که در تصرف آنان بود، ايران ناميده شد. در اوستا وقتي درباره ايرانويج سخن مي رود، صحبت از جايي است بسيار سرد و شايد به خاطر همين سرماست که ايراني ها کوچ کرده‌اند.  در ونديداد آمده: "نخستين جا و سرزمين نيکويي که من، اهورامزدا آفريدم، ايرانويج بود که از رود "ونگوهي دائيتي" آبياري مي شود."  و در متون پهلوي آمده که "ونگوهي دائيتي" همان "وهرود" است و در جاي ديگر آمده که وهرود، رود جيحون (اکسوس) است. نام ايرانويج در اوستا و کتب پهلوي بارها ذکر شده و دانشمندان احتمال مي دهند که مکان آن اطراف خوارزم و جيحون باشد. در زمان ساسانيان سرزمين ايران به نام ايرانشهر (  eran-star) و ايراني به نام ايرانشهري ( eransatrik ) معروف بودند. اما آن چه که به نام فلات ايران مي شناسيم، منطقه وسيع و بلندتر از مکان هاي پست اطراف است که در آسياي جنوب غربي شامل قفقاز، ترکستان و افغانستان و ايران کنوني بود و قبل از مهاجرت آريائيان به اين سرزمين، اقوامي از نژادهاي مختلف در آن مي زيستند و منطقه اي که امروز ايران نام دارد جزو قسمتي از بخش غربي و تا حدي جنوبي آن و در حدود 63% تمام آن است.

تخت جمشید، که ایرانیان

تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرپولیس خوانده اند ساخته شده است .




ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تلار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .

معماری هخامنشی ، هنری است امتزاجی که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.



تخت جمشید


در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد . بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد . از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است .

از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت ، زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصور عالیه اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر است . کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند . گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت .





اسکندر مقدونی در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید.تاریخ نگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.

سايت مركزي گروه انسانهاي سبز:Click

جهت مطالعه تاريخ ، فرهنگ و ..................... روي گزينه مورد نظر كليك نمائيد .   

 

یادمان باشد که زیبائی های کوچک را دوست بداریم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

 


 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت توسط کوروش |

جدید ترین/عکس ها/وخوشگل ترین های/دنیا! ( )
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
فال عشق

ادامه مطلب ادامه مطلب    ادامه مطلب    ادامه مطلب   ادامه مطلب

 

ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
تعداد کل صفحات: 9       1   2   3   4   5   6   7   ...  



ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت توسط کوروش |

گالری عکس ( )

 

ايران در رده 84 جهان از نظر شاخص رفتار اخلاقي شرکت‌ها‌



مجمع جهاني اقتصاد ايران را از نظر شاخص رفتار اخلاقي شرکت‌ها در ميان 142 کشور جهان در رده 84 قرار داد. به گزارش ايسنا، در اين رده‌بندي به اين سوال پاسخ داده شده که در هر يک از کشورهاي جهان وضعيت رفتارهاي شرکت‌ها چگونه است؟ آيا شرکت‌ها در تعامل خود با مشتريان و ديگر شرکت‌هاي ديگر اخلاقي رفتار مي کنند يا غيراخلاقي؟


براين اساس دانمارک با کسب بهترين وضعيت در اين رده‌بندي اول شده است. نيوزيلند و سوئد نيز دوم و سوم شدند. در رده‌هاي چهارم تا دهم نيز به ترتيب سنگاپور، فنلاند، سوئيس، کانادا، هلند، نروژ و لوکزامبورگ جاي گرفتند. در پايين جدول نيز نام کشورهاي آنگولا، يمن، هائيتي، قرقيزستان، چاد، موريتاني، بوروندي، تيمور شرقي، بوسني و هرزگوين و ماداگاسکار قرار گرفتند. در منطقه خاورميانه نيز وضعيت ايران از دو کشور مصر و لبنان بهتر بوده است.



 

پسران آبي يا ارتش سرخ؛ مساله اين است!


بابك غنائي - 2 روز ديگر هفتاد و يكمين داربي پايتخت بين دو تيم استقلال و پرسپوليس برگزار مي‌شود و از چند روز گذشته تب اين مسابقه در جامعه ورزش ايران به خصوص فوتبال بالا رفته است. علاوه بر كري خواني بازيكنان و پيشكسوتان اين دو تيم در رسانه هاي مختلف، هوادارانشان هم در كوچه و خيابان براي يكديگر خط و نشان مي‌كشند و هر كدام از برتري تيم مورد علاقه اشان سخن مي‌گويند. نظرسنجي برنامه 90 نيز اين هفته به داربي حساس پايتخت اختصاص داشت و در پايان برد پرسپوليس با 48 درصد بيشترين راي را به خود اختصاص داد. 39 درصد برد استقلال و 13 درصد هم تساوي اين بازي را پيش بيني كردند. حساسيت اين بازي با توجه به نتايج كسب شده توسط هر دو تيم به مراتب بيشتر از داربي هاي چند سال اخير است و اين نكته در برنامه ريزي دو تيم تاثير بسزايي گذاشته است. شايد خالي از لطف نباشد قبل از بررسي نتايج داربي هاي گذشته امروز مروري بر تاريخچه و علت محبوبيت اين دو باشگاه بزرگ پايتخت داشته باشيم.

استقلال تهران
لقب ها: پسران آبي، اس اس، تاج، آبي‌پوشان، نيلوفران آبي
تاريخ تأسيس: مهرماه با نام دوچرخه‌سواران
مالک: سازمان تربيت بدني
مديرعامل: علي فتح‌الله‌زاده مربي: پرويز مظلومي

در مهرماه تعدادي از دوچرخه‌سواران باسابقه کشور، مرکزي را براي گردهمايي هاي دوستانه و فعاليت‌هاي مرتبط با دوچرخه‌سواري، در خيابان فردوسي به نام «کلوپ دوچرخه سواران» تاسيس كردند. اين باشگاه در ابتدا فقط به دوچرخه‌سواري اختصاص داشت، اما بعدها رشته هاي واليبال، پينگ پنگ، بسکتبال، وزنه برداري، کشتي، شنا و فوتبال نيز فعاليت خود را آغاز کرد. پس از مدتي باشگاه فوتبال نور كه هدايت آن را علي دانائي‌فرد بر عهده داشت مورد توجه دوچرخه‌سواران قرار گرفت و پس از مذاکرات بسيار، قرار بر آن شد تا از آن پس تيم نور تحت عنوان تيم فوتبال دوچرخه سواران فعاليت کند.
رقابت اصلي در فوتبال کشور تا پيش از سال 1325 بين 3 تيم دارايي، شاهين و سرباز بود، اما با ورود تيم دوچرخه سواران که از همان ابتدا با پيراهن آبي وارد ميدان شدند، مثلث قدرت به مربع تبديل شد و قطب چهارم فوتبال نيز شکل گرفت. اولين بازي رسمي تيم دوچرخه سواران در اسفند و در برابر تيم شاهين و در حضور بيش از هزار تماشاگر در ورزشگاه امجديه برگزار شد که در آن ديدار اين تيم توانست با نتيجه - پيروز شود. در سال پس از ثبت باشگاه دوچرخه‌سواران به نام پرويز خسرواني و علي عبدالهي نوروزي، نام آن بعد از بحث و راي‌گيري بين اعضاي هئيت مديره در تاريخ اسفند به «تاج» تغيير و به ثبت رسيد. مدير باشگاه، سروان پرويز شيخوان بود. حضور افرادي نظير اسدالله علم، نخست وزير وقت در هئيت مديره باعث شد تا بودجه قابل توجهي از سوي دولت در اختيار باشگاه قرار گيرد. البته پس از انقلاب با مشورت برخي از بازيکنان قديمي باشگاه (ازجمله کردنوري و جلالي) نام تاج به استقلال تغيير پيدا کرد. رنگ لباس باشگاه نيز پيراهن آبي با آستين سفيد، شرت سفيد و جوراب سفيد بود. در دهه ، باشگاه تاج و شاهين، اولين باشگاه‌هايي بودند که در ايران مدرسه فوتبال راه‌اندازي کردند. باشگاه تاج در آن زمان پشتوانه مالي خوبي داشت. باشگاه تاج، نخستين باشگاه فوتبال در ايران بود که براي زنان کلاس فوتبال تمريني گذاشت و از پيشگامان فوتبال زنان در ايران بود. در تابستان ، رئيس کميته بانوان فدراسيون فوتبال ايران از اين باشگاه درخواست کرد تا در ليگ شرکت کند. در بهمن ، خبر بازي دوستانه تيم نوجوانان پسر و تيم دختران استقلال منتشر شد. اين واقعه پس از انقلاب بي‌سابقه بود و جنجال و واکنش‌هاي بسياري برانگيخت. اين بازي دوستانه، منجر به انحلال تيم زنان استقلال شد.باشگاه استقلال تهران در سال با سرمربيگري بيژن ذوالفقار نسب به ليگ دسته سه سقوط کرد. اين سقوط به دليل نتايج ضعيف اين تيم در مسابقاتي بود که بين تيم‌هاي تهراني برگزار شد و نه به دليل رتبه تيم در ليگ آزادگان. استقلال فصل را در دسته سوم گذراند و با کسب نتايج لازم در فصل به طور مستقيم به دسته اول بازگشت و پس از سايپا به نايب قهرماني رسيد.
بازي فينال استقلال و جوبيليو ايواتا ژاپن که در ورزشگاه آزادي برگزار مي‌شد، با حضور هزار نفر پرتماشاچي‌ترين بازي تاريخ جام باشگاه‌هاي آسيا بوده است. همچنين در بازي پاياني پنجمين دوره ليگ برتر و در مقابل برق شيراز که به پيروزي بر استقلال و قهرماني اين تيم منجر شد، تعداد هزار نفر از هواداران استقلال براي ديدن قهرماني تيم محبوبشان به ورزشگاه آمدند. بازي ميان استقلال و پرسپوليس، دو باشگاه پرهوادار و پرافتخار ايران، مهم‌ترين مسابقه باشگاهي فوتبال در ايران است. نخستين بازي دو تيم در روز فروردين ، نخستين بازي رسمي پرسپوليس بود که با نتيجه بدون گل پايان يافت. فرداي آن روز، روزنامه کيهان ورزشي (مهمترين روزنامه ورزشي آن زمان) روي جلد خود هيچ چيز از بازي ننوشت و تيتري از فوتبال دخترها داشت. بر خلاف گذشته، امروزه اين بازي همواره با حساسيت بالا و تماشاگران زياد همراه است و برگزاري آن بازتاب‌هاي زيادي در ايران دارد. معمولاً اين بازي را حدود نفر در ورزشگاه آزادي تماشا مي‌کنند. اين داربي گاهي به خشونت ميان بازيکنان، و درگيري ميان هواداران مي‌انجامد و هوليگان‌ها به ناوگان حمل و نقل عمومي از جمله اتوبوس‌ها آسيب مي‌زنند. مجله ورلدساکر در شماره ژوئيه خود، فهرستي از شهرآورد دنيا منتشر کرد و داربي تهران را در رتبه اول آسيا و جهان قرار داد. استقلال هم‌اکنون براي بازي‌هاي خانگي خود ورزشگاه آزادي را اجاره مي‌کند. اين باشگاه پيش از ساخته شدن ورزشگاه آزادي تهران، در ورزشگاه امجديه (شهيد شيرودي کنوني) به ميدان مي‌رفت. استقلال در پي بازسازي چمن ورزشگاه آزادي، در فصل - بازي‌هاي خانگي خود را در ورزشگاه تختي برگزار کرد. در روز تير ، کلنگ کمپ اختصاصي باشگاه استقلال در پارک ارم تهران به زمين خورد. علي فتح‌الله‌زاده، مديرعامل آن زمان استقلال اعلام کرد که ارزش اين کمپ ميليارد تومان است.
باشگاه استقلال در تير ، با پرداخت ميليارد تومان مالک از سهام بانک تات شد، اين کار در آغاز با استقبال کارشناسان روبرو شد و اقدامي جهت سودآوري آينده باشگاه دانسته‌شد. در پايان سال ، استقلال به دليل اختلاف‌هاي مديريتي سهمش را با سود واگذار کرد. اولين سفر خارجي باشگاه تاج به افغانستان بود که ثمره آن پيروزي 3 بر 2 تيم تاج شد. دهه 40 زمان شکوفايي باشگاه تاج بود. اين تيم با تيم هي خارجي چون: راپيدوين اتريش، تورپيدوي مسکو، اسپارتا پراک چک، دوسلدورف آلمان، کريستان پرو و تيم هاي ديگري از کشورهاي برزيل، سوئيس، ترکيه، سوئد و آذربايجان بازي هاي دوستانه برگزار کرد که موجب شهرت بيشتر اين باشگاه شد. در اين دهه، باشگاه تاج با به خدمت گرفتن رايکوف يوگوسلاو تحولي شگرف در فوتبال استقلال و حتي ايران به وجود آورد. نسل ماندگار فوتبال ايران به خصوص استقلال، در اين دهه شکل گرفت. افرادي چون ناصر حجازي، منصور پورحيدري، نصر ا.. عبدالهي، پرويز قليچ خاني، علي جباري، فرامرز ظلي، جلال طالبي، جواد قراب، غلامحسين مظلومي، عزت جانملکي، ايرج دانائي فرد، منصور رشيدي، حسن روشن و... از جمله آنان بودند.باشگاه استقلال بعد از باشگاه راه‌آهن قديمي‌ترين تيم باشگاهي در ايران به حساب مي‌آيد. استقلال با دو قهرماني در جام باشگاه‌هاي آسيا ( و -) و دو نايب قهرماني (- و -) و دو مقام سومي ( و ) پرافتخارترين باشگاه فوتبال ايران در رقابت‌هاي آسيايي است. استقلال همچنين با هفت قهرماني در بالاترين دسته فوتبال ايران (ليگ منطقه‌اي يک بار، جام تخت جمشيد يک بار، ليگ قدس يک بار، جام آزادگان بار و ليگ برتر بار) دومين تيم پرافتخار در ليگ ايران و با قهرماني و نايب قهرماني، پرافتخارترين تيم در جام حذفي ايران است. فدراسيون بين‌المللي تاريخ و آمار فوتبال اين باشگاه را پس از الهلال عربستان و يوکوهاما مارينوس ژاپن، سومين باشگاه برتر فوتبال آسيا در قرن بيستم اعلام کرده‌است. همچنين اين فدراسيون، باشگاه فوتبال استقلال را با اميتاز در رتبه باشگاه هاي جهان در طي سال گذشته قرار داده که بر اين اساس بعد از باشگاه سپاهان که در رده جهان قرار دارد، دومين باشگاه فوتبال برتر ايراني در طي سال اخير مي‌باشد. همچنين اين باشگاه در مجموع امتيازات تيم‌ها در تاريخ ليگ برتر، در رتبه نخست قرار دارد.

پرسپوليس تهران
لقب ها: ارتش سرخ، سرخپوشان، سرخپوشان پايتخت
تاريخ تأسيس: دي ماه
مالک: سازمان تربيت بدني
مديرعامل: حبيب کاشاني (سرپرست) سرمربي: حميد استيلي

باشگاه فوتبال پرسپوليس تهران در دي ماه سال در شهر تهران، بنيانگذاري شده‌است. پرسپوليس يک واژه يوناني به معناي شهر پارسي است که از دو واژه «پرسه» به معناي پارسي و «پوليس» به معناي شهر تشکيل شده‌است. يونانيان باستان به پارسه يا تخت جمشيد، پايتخت دودمان هخامنشيان، پرسپوليس مي‌گفتند. باشگاه ورزشي پرسپوليس متعلق به «شرکت سي.آر.سي» به دست علي عبدُه در اوين و جاده قديم شميرانات بنيانگذاري شد. باشگاه ابتدا در بولينگ و چند ورزش ديگر فعال بود و يک تيم فوتبال در دسته دوم تهران داشت. پيش از شکل‎گيري پرسپوليس، خاستگاه آن يعني شاهين درگير جريانات سياسي شده‎بود. مردم، شاهين را مرکز جريان ضدشاهنشاهي مي‌دانستند. جريانات سياسي و نفوذ پرويز خسرواني باعث انحلال شاهين در تير شد. پس از انحلال شاهين، هوادارانش به اين تيم گرويدند و تا سال ، سکوهاي پرسپوليس، کمابيش جايگاه مخالفان شاه محسوب مي‎شد. تاج که نماد حکومت شاهنشاهي بود نيز در تقابل و رقابت با پرسپوليس قرار گرفت. يه جز علي عبده، محمد خاتم، فرمانده نيروي هوايي ايران و فاطمه پهلوي، عضوي از خانواده سلطنتي ايران نيز به پرسپوليس نزديک بودند و کماکان رابطه خوبي با پرويز خسرواني نداشتند. بنابراين پرسپوليس جايگاه مناسبي براي مخالفان بود چرا که مانند شاهين «ظاهر مخالف» نداشت. عبده نزد خانواده شاه محبوبيت داشت، چنانچه افتتاح طبقه دوم بولينگ عبده توسط محمدرضا و فرح پهلوي انجام شد؛ اما پس از سال و درگذشت خاتم، روابط عبده با فاطمه پهوي و دربار رو به تيرگي گراييد.
پس از انحلال شاهين و با رايزني‌هاي عبده با پرويز دهداري (مربي شاهين) و مسعود برومند (سرپرست شاهين)، بيشتر بازيکنان شاهين به پرسپوليس پيوستند و باعث شهرت و محبوبيت آن شدند. دهداري مربي و برومند سرپرست پرسپوليس شدند و باشگاه توانست در مسابقات رده‌بندي دسته‌هاي کشور در گروه خود اول شود و به بالاترين دسته ليگ فوتبال ايران راه يابد. آن‌ها در مسابقات قهرماني آسيا (مسابقاتي که ميان تيم‌هاي ايراني براي شرکت در جام باشگاه‌هاي آسيا برگزار شد) نيز قهرمان شدند و به عنوان نخستين نماينده ايران به جام باشگاه‌هاي آسيا رفتند. پرسپوليس پس از سال ، در تمامي ادوار برگزارشده بالاترين سطح ليگ فوتبال ايران حضور داشته‌است. اين باشگاه پرافتخارترين و پرهوادارترين باشگاه‌ فوتبال در ايران است. بر پايه گزارش کنفدراسيون فوتبال آسيا، پرسپوليس به عنوان پرهوادارترين تيم فوتبال آسيا برگزيده شده و پس از آن داليان چين و الهلال عربستان در رتبه‌هاي بعدي قرار دارند. پرسپوليس از آغاز تاريخ خود، بار در بالاترين دسته ليگ فوتبال ايران به قهرماني رسيده (يک جام منطقه‌اي، جام تخت جمشيد، جام آزادگان و جام خليج فارس) و از اين جهت رکورددار است. بار قهرماني در جام حذفي ايران و يک قهرماني در جام برندگان جام آسيا از ديگر قهرماني‌هاي مهم پرسپوليس‌ هستند. فدراسيون بين‌المللي تاريخ و آمار فوتبال اين باشگاه را پس از الهلال عربستان، يوکوهاما مارينوس ژاپن و استقلال در رده چهارم برترين باشگاه‌هاي فوتبال آسيا در قرن بيستم اعلام کرده‌است.در سال 1، عبده اعلام کرد باشگاه پرسپوليس حرفه‎اي است و بازيکنانش فقط در بازي‎هاي حرفه‌اي شرکت خواهند کرد. عبده باشگاه‎هاي صاحب‌نامي همچون سائوپائولو و چلسي را براي بازي دوستانه به تهران آورد اما در سال به دليل عدم وجود زيرساخت‎هاي فوتبال حرفه‎اي در ايران و اعتراض خسرواني به آتاباي، رئيس وقت فدراسيون فوتبال ايران، عبده پس از فروش ورزشگاه باشگاه فعاليت حرفه‎اي پرسپوليس را منحل کرد. جام تخت جمشيد در سال بازگشايي شد. در دوره‌اي که از اين جام برگزار شد، پرسپوليس همواره از بهترين تيم‌ها بود و به قهرماني ( و ) و نايب‌قهرماني (، و ) رسيد. پرسپوليس تا پايان جام تخت جمشيد پرافتخارترين باشگاه فوتبال ايران بود.
پس از انقلاب (دهه )، باشگاه تحت پوشش بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي و سازمان تربيت بدني بود. در سال 1 قرار شد پرسپوليس با نام ديگري فعاليت کند. بازيکنان در اعتراض به اين تصميم، در بازي با هما در جام باشگاه‌هاي تهران حاضر نشدند و قهرماني اين مسابقات را از دست دادند. در دي ، پرسپوليس تحت پوشش بنياد مستضعفان قرار گرفت. بنياد مستضعفان تصميم گرفت نام تيم را به «آزادي» تغيير دهد. در بهمن ، نام باشگاه رسماً به «پيروزي» تغيير يافت. از سال تا ، باشگاه تحت مديريت وزارت معادن و فلزات بود و از لحاظ منابع مالي دگرگون شد. پرسپوليس از سال تحت تملک سازمان تربيت بدني قرار گرفت. در دي ، با مصوبه مجلس شوراي اسلامي وظايف سازمان تربيت بدني رسماً به وزارت ورزش و جوانان ايران محول شد و با چند ماه تاخير، پرسپوليس تحت نظر اين وزارتخانه قرار گرفت. پرسپوليس پيش از انقلاب تيم زنان داشت. آن‌ها پس از تاج و به همراه ديهيم و عقاب از پيشگامان فوتبال زنان در ايران بودند. در تابستان ، رئيس کميته بانوان فدراسيون فوتبال ايران از اين باشگاه درخواست کرد تا در ليگ شرکت کند. در اواخر همان سال، پرسپوليس امتياز تيم زنان پيکان را در اختيار گرفت و در ليگ شرکت کرد. در فروردين تيم فوتسال زنان پرسپوليس به مقام سوم غرب آسيا رسيد.پرسپوليس همچنين توانسته به عنوان نخستين باشگاه ايراني بابت حق‌پخش تلويزيوني و فروش فيلم درآمدزايي کند باشگاه پرسپوليس مالک يک ساختمان طبقه در خيابان شيخ‌بهايي تهران است. در تير ، سازمان تربيت بدني با پرداخت ميليارد تومان از سهام بانک تات را براي باشگاه پرسپوليس خريد. اين باشگاه يک کلينيک پزشکي با نام «بيمارستان پرسپوليس» در خيابان گاندي تهران دارد.
پس از انقلاب، ليگ کشوري فوتبال ايران منحل شد. بسياري از بازيکنان تيم عوض شدند اما توانستند در جام شهيد اسپندي () قهرمان شوند. با آغاز جنگ ايران و عراق و دهه ، ليگ فوتبال سراسري ايران همچنان تعطيل بود (تا سال که جام قدس برگزار گرديد) و پرسپوليس تنها در جام باشگاه‌هاي تهران شرکت مي‌کرد. اين باشگاه در دوره برگزاري اين جام در دهه ، به قهرماني و نايب‌قهرماني دست يافت. در سال ، پرسپوليس در کنار قهرماني در جام حذفي تهران و جام باشگاه‌هاي تهران، موفق به کسب اولين قهرماني خود در جام حذفي ايران هم شد تا در يک سال جام بگيرد. دهه ، براي باشگاه موفقيت‌آميز بود و با يک قهرماني در جام برندگان جام آسيا آغاز شد. پرسپوليس در دوره جام آزادگان شرکت کرد و به قهرماني و نايب‌قهرماني دست‌يافت. پرسپوليس در اين دهه به قهرماني جام حذفي و بار سومي جام باشگاه‌هاي آسيا نيز دست يافت. با آغاز دهه ، ليگ برتر فوتبال ايران راه‌اندازي شد و پرسپوليس در نخستين دوره آن قهرمان شد. فصل بعد، پرسپوليس از نخستين دوره ليگ قهرمانان آسيا حذف شد و در ليگ نتايج خوبي نگرفت. اين سال‌ها آغاز دوراني بود که سالنامه رسمي باشگاه آن را «دوران جدال با بحران» ناميده‌است، تا جايي که پرسپوليس حتي مقام نهم ليگ را هم تجربه کرد. دو فصل بعد، پرسپوليس پس از سال دوري از جام در جام خليج فارس - به قهرماني رسيد و اين دهه را با دو قهرماني متوالي در جام حذفي (- و -) به پايان برد.رنگ قرمز يکي از مهمترين نمادهاي پرسپوليس به شمار مي‌آيد. به جز فصل - و چند بازي ليگ قهرمانان آسيا که بازيکنان پرسپوليس لباس‌هاي راه‌راه سفيد و قرمز پوشيدند، از آغاز همواره رنگ اصلي پيراهن پرسپوليس قرمز بوده‌است. از اين رو آنان را «ارتش سرخ» و «سرخپوشان» مي‌نامند. پيراهن دوم باشگاه نيز به طور سنتي سفيد بوده است. از فصل - پيراهن دوم باشگاه به رنگ مشکي تغيير کرد. در سال‌هاي اخير امنيت شغلي مديران عامل و مربيان اين باشگاه همواره در خطر قرار داشته‌است. جان ديوردن، نويسنده گل در گزارشي با نام «ترديد آسيا: آيا مربيگري پرسپوليس بزرگترين و دشوارترين کار در فوتبال آسيا است؟»، جو رسانه‌ها را «جانوري ترسناک» و مربيگري اين تيم را «شغلي پرفشار» توصيف مي‌کند. عادل فردوسي‌پور در مجله ورلدساکر مي‌نويسد: «پرسپوليس با بيش از ميليون هوادار به عنوان محبوب‌ترين باشگاه آسيا شناخته مي‌شود.» اين باشگاه رکورد پرتماشاگرترين بازي ليگ قهرمانان آسيا را با نفر تماشاگر در سال و در بازي با بنيادکار ازبکستان، در اختيار دارد.

 

ساختمان آخر روحتما ببینید - تصویری




ساحل در هر خانه.....دبی 

در حال حاضر این را ببینید.

این عکس از بلندترین ساختمان جهان، "برج دبی"  با ارتفاع 2620 فوت / 801m گرفته شده!

شما چه فکر میکنید؟

 


واقعا شگفت انگیز است

نگاه کنید به لبه تصویر، شما تقریبا می توانید به نوبه خود زمین را مشاهده کنید!

 


 

افرادی که در حال کار بر روی بالا ترین طبقه ی ساختمان هستند و نمایی از بالا

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت توسط کوروش |

مطالب پيشين